فاتحه خواني براي اموات ساساني

قبرستان ساسانيان

 


كرمانشاه با جاذبه هاي تاريخي كم نظيرش، شايد بهترين گزينه گردشگري براي تاريخ دوستاني باشد كه تصميم دارند يك آخر هفته ارديبهشتي را در غرب كشور بگذرانند. شهري كه با طبيعت سرسبز و آبشارهاي بلندش مي تواند سفر متفاوتي را براي شما رقم بزند.


 

پيشنهاد ما براي كرمانشاه گردي شما اين بار قبرستان عجيب و غريب ابودجانه است كه در نزديكي بخش ريجاب شهرستان اسلام‌آباد و در كنار جاده ريجاب- بابا يادگار قرار دارد و با معماري متفاوتش بخشي از تاريخ دوره ساساني را به شما نشان مي دهد.

قبرستان ساسانيان

اين قبرستان از صدر اسلام بجا مانده و با تعدادي آرامگاه به سبك 4 طاقي‌هاي دوره ساساني طراحي شده است. اما شايد بيشتر از تمام قبرهاي اين قبرستان، دوبناي بقعه مانند توجهتان را جلب كنند كه نمونه آن را در جاي ديگري نديده باشيد. بقعه‌اي كه در ميان اهالي به مقبره ابودجانه معروف است و اتفاقا احترام خاصي هم بين مردم شهر دارد.

قبرستان ساسانيان

 

اگر از اهالي منطقه بپرسيد، برايتان خواهند گفت كه ابودجانه يكي از ياران با وفاي پيامبر(ص) بود كه در جنگ احد وقتي مشركان، نيروهاي اسلام را شكست دادند، او هم مانند حضرت علي(ع) در كنار پيامبر باقي ماند و از آن حضرت مردانه دفاع كرد.

قبرستان ساسانيان

آرامگاه ابودجانه 4 ضلعي است و روي آن گنبدي مخروطي شكل و سفيد رنگ قرار دارد و از دور جلب توجه مي كند. اما در جنوب اين آرامگاه بناي ديگري شبيه به آن، ولي در ابعاد كوچك تر وجود دارد و در داخل آن چند سنگ قبر به چشم مي‌خورد. اين دو آرامگاه با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و سطوح بيروني و داخل آنها با ملاط گچ پوشيده شده است. بنابراين در گورستان ابودجانه سه بناي تاريخي جالب وجود دارد كه درست به همان اندازه كه براي اهالي محل نام آشنا و مانوس هستند، براي شما شگفت انگيز و جالب خواهند بود.

قبرستان ساسانيان

اما اين مقبره ها تنها بناهاي كهنه گورستان نيستند. شما قبرهاي ديگري را هم در ابودجانه خواهيد ديد كه با سنگچين، سنگ قبرهاي ساده يا طرح دار و طاقي هاي كوتاه محدوده مزار را مشخص مي‌كنند. بعضي از اين 4 طاقي ها مثل آتشكده‌هاي ساساني ساخته شده اند كه در داخل آنها معمولا يك قبر ديده مي‌شود.

قبرستان ساسانيان

روي برخي از قبرها هم بناي منار مانندي را خواهيد ديد كه از خشت ساخته شده و سنگ قبري روي آن ها نصب شده كه به علت فرسايش اطلاعات حك شده روي آنها مشخص نيست.

قبرستان ساسانيان
قبرستان ساسانيان

 

ماه رمضان در تبريز چه مي گذرد؟

ماه رمضان در تبريز چه مي گذرد؟

 


مردم ايران با توجه به فرهنگ و پيشينه تاريخي بومي خويش مراسم فرهنگي، مذهبي و جشن هاي خاصي دارند و در اين ميان تنوع و رنگارنگي آيين هاي ويژه ماه مبارك رمضان كه در منطقه آذربايجان «اوروشلوخ» گفته مي شود نيز زيبايي هاي خاص خود را دارد.


 

 

كلمه «اروج» يا «اروش» به زبان تركي عبارتي است كه به مفهوم روزه و روزه داري استفاده مي شود. در اين ميان آنچه كه در ميان اجراي اعمال عبادي و شرعي رمضان در رفتارها و كنش روزمره مردم بيشتر به چشم مي‌خورد تغيير رفتار و منش آنها و سيل دعوت به افطارها است. مراسم افطاردهي در آذربايجان شرقي از هفته دوم ماه رمضان مرسوم است و معمولا افراد فاميل و همچنين فقرا را به مراسم افطاري دعوت مي‌كنند و اين دعوت كردن ها از ميانه شعبان شروع مي شود و تا آخرين روزهاي ماه مبارك رمضان ادامه دارد.

ماه رمضان در تبريز چه مي گذرد؟

اوباشدان

سحري خوردن و سحري بلند شدن در آذربايجان و به ويژه در روستاهاي آن آداب مخصوص به خود را دارد. هنوز هم كه هنوز است روستاييان و عشاير آذربايجان با صداي ضربه همسايه بر ديوار خانه شان از خواب بيدار مي شوند و اين زنجيره خبر رساني باعث مي شود هيچكس خواب نماند.

اگر سحرگاهان كه در روستاهاي دور افتاده آذربايجان بر روي پشت بام خانه اي قرار بگيريد مي بينيد كه چه شور و نشاط خاص اين لحظات در روستاها حاكم است. چراغ خانه ها يكي يكي روشن مي شوند همسايه‌هاي ديوار به ديوار زنجير وار يكديگر را به سحري خوردن دعوت مي كنند. وسيله آگاه شدن مردم از اوقات شرعي هم موذنهاي روستايي هستند كه در كوچه ها مي چرخند و وقت افطار را اعلام مي كنند.

ماه رمضان در تبريز چه مي گذرد؟

رويت هلال ماه

در آذربايجان رسم است كه بزرگترها بعد از رويت هلال ماه رمضان، به چهره يك كودك معصوم يا يك فرد مومن و نمازخوان نگاه كنند و اعتقاد دارند كه نگريستن به صورت آدمهاي بي‌نماز و روزه‌خوار، خوش يمني درپي نخواهد داشت. نگاه كردن به‌ آيينه و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بعد از رويت هلال ماه هنوز هم به عنوان يك رسم در بين پيرمردان مناطق روستايي استان مرسوم است.

اين عادت بر اين اعتقاد مبتني است كه بايد در ماه رمضان دل مومن همچون آيينه صاف و روشن باشد و از ناپاكي ها صيقل يابد، پيرمردان براي اين منظور همواره آئينه كوچكي در درون جيب خود داشتند و بعد از اينكه خود به رويت آيينه مي‌پرداختند با فرستادن صلوات چندين بار آئينه را به دور خود و اهل خانواده مي‌چرخاندند.

كيسه لعن ابن‌ملجم

رسم كيسه‌دوزي 27 ماه رمضان كه هنوز در برخي مناطق اين استان زنده است. معروف است كه روز 27 ماه رمضان شب قصاص ابن ملجم است، در اين روز زنان برخي مناطق كيسه‌اي مي‌دوزند كه به كيسه لعن ابن ملجم يا كيسه مراد‌ معروف است، در شب بيست و هفتم ماه رمضان با هر سوزني كه به اين كيسه مي‌زنند، يك بار به ابن ملجم لعنت مي‌فرستند.

ماه رمضان در تبريز چه مي گذرد؟

غذاها و شيريني‌ هاي مخصوص

سفره‌هاي افطاري در تبريز به تنوع غذايي معروفند. در اين ميان فرني، شير برنج، انواع دلمه، ‌كتلت، كوكو، سالاد، ختايي، اهري، ‌حلوا، پنير، سبزي، خرماهاي تزئين شده با گردو و پودر گردو، انواع مربا و حليم ها پاي ثابت سفره ها هستند. زنان آذربايجاني لذيذترين و خوشمزه ترين كلوچه ها ، نان ها و كيك ها و شيريني ها را براي مهمانان روزه دار خود تدارك مي‌بينند.

آنها چند روز قبل از آغاز ماه مبارك رمضان فطيري به نام «نزيه» درست مي‌كنند. «نزيه» نام نوعي نان شيريني خاص محلي مغزدار است كه روي آن با چنگال و ته استكان تزئين شده و به منظور قرار گرفتن سر سفره ي افطار، فقط در ماه مبارك پخت مي شود كه بسيار خوشمزه است. «ختايي» هم شيريني خانگي مخصوص رمضان است كه در حال حاضر نيز تنها يك واحد توليدي در تبريز دارد. مواد اوليه اين نوع شيريني نوعي خمير حصيري شكل است كه به شكل دلمه با تركيب پودر گردو، دارچين و .... تهيه مي شود.

 

 

 

فراوري:الهام مرادي

بخش گردشگري تبيان

رمضان در جنوب ايران

رمضان در جنوب ايران


با حلول ماه رمضان شاهد برگزاري آئين و مراسمي هستيم كه در كنار دعا و نيايش مخصوص اين ماه باعث مي شود اين رسوم رنگ و بوي ديگري به ماه رمضان بدهد و عرب هاي جنوب ايران و خوزستان هم در اين ماه آداب و رسوم مختلفي دارند كه معروف ترين آنها «گرگيعان» است و حسينيه هاي پرشوري كه در اين ماه مراسم روضه خواني دارند.


 

افطاري به سبك جنوبي ها

در خوزستان، صله رحم و ديد و بازديد در اين ماه به اوج خود مي رسد و مردم بعد از افطار اغلب در كنار آشنايان و بستگان حضور دارند. زنان و دختران خانواده با تهيه انواع شيريني محلي همانند لگيمات، شعريه، رنگينك، حلواي مسقطي و معسل سفره افطار را آماده مي كنند و به همراه آن آبداغ با نبات و چاي به روزه داران تعارف مي شود. مفتح يكي از غذاهاي پرچرب مردم عرب خوزستان است كه پخت و پز آن در ماه رمضان بيشتر مي شود. اين غذا در واقع راسته گوسفند است به اين شكل كه مفتح با تكه هاي بزرگ گوسفند و ادويه جات خاصي پخته مي شود و اغلب بر سفره هاي شيوخ عرب زبان خوزستاني به ويژه مناطق جنوبي استان ديده مي شود.

رمضان در جنوب ايران

قهوه خوران در حسينيه عرب ها

برگزاري مراسم 30 روزه روضه خواني در خانه ها و اغلب حسينيه ها بيشتر در ميان مردم عرب خوزستان رايج است كه در اين روضه خواني ها، پذيرايي غالب قهوه مخصوص اعراب است. در واقع اعراب براي خوردن قهوه مراسم و قوانين خاصي دارند و با اعتقاد و باورهايي كه دارند آن را انجام مي دهند.

آنها براي تهيه قهوه آن را با وسيله اي دو شاخه به نام مهماس در ظرفي ريخته و تفت مي دهند بعد در هاون آسياب كرده و براي مراسم آماده مي كنند، پس از آن در ظرفي بزرگ به نام «گم گم» كه چيزي شبيه گلاب پاش هاي قديمي و از جنس ورشو (مفرغ) است، آب ريخته و پس از جوش آمدن، قهوه آسياب شده را اضافه كرده و از هل هم براي خوش طعم شدن آن استفاده مي كنند.

هنگامي كه قهوه آماده سرو باشد آن را در ظرف كوچكتري به نام «دله» كه شبيه همان «گم گم» است ريخته و فرد توزيع كننده آن را در دست چپ و فنجان مخصوص قهوه خوري (كه فنجاني بدون دسته است و فنيان خوانده مي شود) را در دست راست گرفته، از سمت راست مجلس شروع به سرو قهوه مي كنند، اگر در اين مجلس سيدي وجود داشته باشد پذيرايي از او آغاز مي شود و در غير اين صورت اين مراسم از شيخ يا ريش سفيد مجلس آغاز مي شود.

رمضان در جنوب ايران

گرگيعان

در ميان مردم عرب خوزستان رسمي ماندگار وجود دارد كه بعد از گذشت سال ها هنوز هم در اغلب مناطق عرب نشين خوزستان انجام مي شود هر چند اين مراسم هم همانند ساير آداب و سنن مردم كشور در حال از بين رفتن است. اين مراسم گرگيعان نام دارد و در شب ولادت امام حسن(ع) انجام مي شود.

در اين شب بچه هاي كوچك بعد از افطار به كوچه مي روند و كيسه هايي بر گردن مي اندازند كه براي جمع آوري عيدي و شيريني دوخته شده است. پسران با دشداشه هاي بلند و دختران با چادرهاي عربي. بعد با خواندن اشعار عربي از همسايه ها طلب عيدي و شادباش مي كنند.

 

به اعتقاد مردم محلي، ريشه اين به تولد امام حسن مجتبي (ع) و خوشحالي رسول خدا(ص) براي تولد اولين نوه اش برمي گردد. آنها مي گويند كه مردم براي عرض تبريك به امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) «قرة عين قرة عين» گويان به درب منزلشان مي رفتند و كم كم به صورت مناسبتي هر ساله در ميان مسلمانان رواج گرفته است. اين رسم البته يك رسم بين المللي در ميان اعراب به حساب مي آيد كه با نام‌هاي مختلف در بين عرب‌هاي مسلمان اجرا مي شود. مثلا مردم بغداد آن را "ماجينه" مي‌نامند و اهالي جنوب بغداد به آن "كركيعان" مي گويند. در كشورهاي خليج فارس بحريني‌ها آن را "قرقاعون"، قطري‌ها به نام "قرنقعوه"، مردم كويت و عربستان به نام "قريقعان"، در پادشاهي عمان به "قرنقشوه" و در امارات متحده عربي به آن من "حق الليله" مي‌گويند.

 

 

فراوري:الهام مرادي

بخش گردشگري تبيان


برگرفته از: جام جم، مهر، ايسنا

۱- نافه بريه (Nafa Boriya) و دسگيرو (Das Giro)
     هنگامي كه نوزاد دختري در خانواده اي( در لرستان ) بدنيا مي آيد ، بعضا ناف او را بنام پسر بچه (معمولا از اقوام نزديك همچون پسر عمو ) و يا جواني از خانواده يا طايفه ديگر مي برند اين عمل را نافه برييه (Nafa Boriya) مي گويند و از اين زمان به بعد است كه نوزاد دختر اصطلاحا دسگيرو (Dasgiro) و يا نامزد طرف مقابل مي شود و از جانب پسر و خانواده اش هديه اي بنام نشونه (Neshona) براي دختر مي برند و با برگزاري جشن كوچكي از اين هنگام به بعد تا عروسي دختر مذكور ، تهيه لباس و برخي از مايحتاج دختر بعهده داماد خواهد بود.
۲- سرنجه گيرو (Serenje Giro)
       هنگامي كه دختري در لرستان به سن ازدواج رسيد و بمناسبت هاي مختلف از سوي خانواده ها و اقوام و آشنايان بعنوان دختر دم بخت به ديگران معرفي و پيشنهاد گرديد ، زنان و دختران به سن رسيده خانواده داماد به بهانه هاي مختلف به منزل دختر دم بخت مي روند تا ضمن ديدن از نزديك و ورانداز وي، او را مورد ارزيابي و سنجش نيز قرار دهند . اين مرحله در اصطلاح لري سرنجه گيرو (Serenje Giro) ناميده ميشود . واژه سرنجه در زبان لري بمعني سنجد است  .
۳- شيريني حروني
         زماني كه دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده داماد مقداري شيريني  بهمراه كله هاي قند و قواره اي پارچه و يك يا چند قطعه طلا به خانه عروس ميروند تا با اهدا آن نامزدي وي براي پسرشان را رسميت داده و مورد تاييد و تاكيد مجدد قرار دهند . پذيرايي اين روز را اصطلاحا شيريني حروني مي نامند و معمولا رفت و آمد داماد بخانه عروس تا روز عقد بندرت صورت مي گيرد.
۴- پشت عقد و سياهه
            پس از مراسم شيريني خوردن ، دو خانواده در مذاكراتي رودر رو به بحث در مورد ميزان شيربها و ساير مخارج و احتياجات زمان عقد و عروسي مي پردازند. دو طرف ليستي را كه در آن  ميزان شيربها يا مبلغ مهريه كه اصطلاحا  آن را پشت عقد يا پشت نكاح نيز مي نامند و ساير احتياجات روز عقد و عروسي قيد شده است بين دو خانواده عروس و داماد رد وبدل نموده و با توافق و رضايت به امضا مسئولان يا بزرگان خانواده ها مي رسد . اين ليست كه سياهه (Siyaha) ناميده مي شود حتما به نام كلام الله مجيد مزين است .
۵- آو ازيفه (Ow Azifa)
      يك روز قبل از مراسم عقد داماد اجناسي از قبيل روغن، چاي ، قند ، برنج با چند راس گوسفند (كه به دست و پا و پيشاني آنها حنا بسته اند و معمولاگلوني -Golvani} پارچه بلند رنگارنگ{ نيز به گردن انها آويخته اند ) به همراه نوازندگاني كه با ضرب و كمانچه و سيني حاوي اسفند  دود شده است، روانه خانه عروس مي كند . اين كالاها و اجناس ارسالي داماد را اصطلاحا آو ازيفه مي گويند.
۶- آداب دس بوسو(Das Boso)
         پس از توافق و امضا قرارداد بين دو خانواده عروس و داماد ، خانواده داماد طبق قرار قبلي معمولا يك شب را جهت اداي احترام و كسب رسمي اجازه عروسي و اذن پدر دختر به منزل عروس مي روند . در اين شب پس از صرف چاي و شيريني ، براي آخرين بار يكي از بزرگان طايفه داماد ضمن كسب اجازه از بزرگان و پدر طايفه عروس با جملاتي چون: خدمت رسيديم تا با اجازه شما فلاني را به غلامي خود قبول كنيد ، به كسب اجازه نهايي و رسمي از پدر عروس مي پردازد و پدر دختر نيز معمولا به نشانه احترام با اظهاراتي چون : اختيار با خود شماست و انشالله مبارك است ، رضايت خود از اين وصلت را رسما در حضور ديگران اعلام مي دارد . بدنبال اعلام موافقت پدر عروس، داماد يا برادر داماد از بين جمع برخاسته و دست پدر دختر را به نشانه سپاس و احترام مي بوسد و حضار با فرستادن صلواتي ضمن تبريك به يكديگر به شادي و پايكوبي مي پردازند.

۷- حنا ونو(Hana Vano)
        در مراسم حنا ونو (Hana Vano) يا حنا بندان كه معمولا شب قبل از عقدي است كه ممكن است عروسي هم بدنبال آن باشد ، به دست و پاي تازه عروس و همچنين تعدادي از دختران جوان و زنان ، در خانه عروس حنا مي گذارند و عروس را براي روز عقد آماده مي كنند.
۸- زو گوشونه (Zo Goshona)
         در روز عقد با مواد و اجناسي كه داماد بنام آوازيفه به خانه عروس فرستاده است ، نهار مفصلي آماده مي كنند تا به پذيرايي از مدعوين  محدودي كه از خانواده عروس و داماد به مهماني مذكور دعوت شده اند ، بپردازند. صبح يا عصر همين روز توسط يكي از روحانيون ، صيغه عقد در خانه عروس جاري مي شود . جناب داماد بايستي هنگام جاري شدن صيغه عقد براي گرفتن بله از زبان عروس خانم معمولا يك قطعه طلا  همراه  خود داشته باشد تا به عروس خانم هديه كند ، اين هديه به زو گوشونه معروف است .
        معمولا جهيزيه عروس را نيز بعد از مراسم عقد به خانه داماد حمل مي كنند و رسيد آن را نيز دريافت مي نمايند. پس از مراسم عقد ممكن است بلافاصله عروسي انجام گيرد . در اين صورت با توافق طرفين همان روز عقد خانواده هاي عروس و داماد تعدادي از دوستان و آشنايان و اقوام خود را به خانه
9- مجمه - دس - بازنه و سازنه -  شوا
      در اولين روز زندگي مشترك عروس و داماد ، افرادي كه شام يا نهار مهمان عروس و داماد بوده اند . اقدام به ارسال سيني اي به نام مجمه -Majma) سيني مسي چرخي بزرگ و كنگره دار ( به خانه داماد مي كنند كه درون آن هدايايي براي زوج جوان از جمله كله هاي قند ، شاخه نبات، پارچه ، لباس ، پول و يا وسايل ديگر است . فردي كه هدايا را تحويل مي دهد انعامي نيز از دست مبارك داماد دريافت خواهد نمود.
       اخيرا با تلفيق و ورود سنن ديگر مناطق كشورمان به لرستان نيز عصر سومين روز عروسي را برخي با عنوان پاتختي جشن گرفته و كليه زنان خانواده هايي كه به عروسي دعوت شده بودند در خانه داماد بصرف چاي و شيريني گرد مي آيند تا هنگام پذيرايي هداياي خويش را نيز به عروس و داماد تقديم نمايند.
          در طول مراسم عروسي كه پيشتر هفت شبانه روز بود (و بعدا به سه شبانه روز رسيد و و اخيرا يك شبانه و ... ) جشني همراه با ساز و آواز و دهل لري و ضرب و كمانچه برگزار مي شود و به سنت ديرينه به شادي و پايكوبي و رقص هاي متنوع سنتي لري مي پردازند و اصطلاحا دس (Das) مي گيرند . مهمانان و بستگان درجه يك عروس و داماد با دادن مبالغي پول به بازنه( -Bazena  افرادي كه بازيكنان رقص هاي محلي و گروهي لري اند ( و سازنه  -Sazena)  نوازندگان ساز و ضرب و و كمانچه ( و چوپي كش -Chopi Kash )  يا سرچوپي به سردسته بازيكنان و فردي گفته مي شود كه جلو صف رقص محلي  لري ، دستمال را مي چرخاند و ريتم رقص هاي دو پا و سه پا و شونه شكي لري را هدايت مي نمايد(و همچنين سايرين شوا-Shava) شاباش ، مقداري پول بنشانه  تشويق و ترغيب است كه هنگام دادن آن با صداي بلند بنام صاحب پول به فرد مورد نظر داده و اصطلاحا به آن شاباش مي گويند)  مي دهند.
۱0- پاگشا ( Pa Gosha)
          پس از يك هفته از گذشتن مراسم عروسي ، خانواده عروس مهماني ترتيب داده و با حضور عروس و داماد و اقوام و آشنايان به پذيرايي از مهمانان و عروس و داماد مي پردازند ، اين پذيرايي را مراسم پاگشا (Pa Gosha) مي نامند . در اين مراسم نيز مجددا از طرف مادر و پدر عروس هداياي نفيسي به عروس تقديم مي شود .بدنبال اين مراسم ديگر افراد خانواده عروس وداماد بنوبت و با رعايت بزرگتري و كوچكتري ، ضمن  دعوت از عروس و داماد جوان به خانه خودشان اقدام به گشادن پاي زوج جديد فاميل يه منازل اقوام و آشنايان مي نمايند يا اصطلاحا عروس و داماد را با الگو گرفتن از مهماني اخير خانواده عروس ، پاگشا مي كنند .

چهارشنبه سیزدهم 7 1390

چند روز پيش از عاشورا يعني در همان روزهاي اول ماه محرم اهالي خرم آباد و ساير مناطق لرستان، خودشان را براي عزاداري شهداي كربلا آماده مي كنند. اغلب مردم پيراهن سياه مي پوشند و يا بازوبندهاي سياه را با نوشته هاي يا حسين، يا حسين مظلوم، و . . . به بازو مي بندند. براي بجا آوردن نذرهاي خويش كه غالبا خوراكي هستند برنج، روغن، آرد، شكر، گلاب و زعفران و ساير مواد لازم را از اين قبيل تهيه مي بينند.
هر محله اي از جمله درب دلاكان و پشت بازار علم هاي خود را سر گذارها و خيابانهاي اصلي برپا مي كنند. صداي ساز و دهل كه آهنگ غم انگيز چمريونه مينوازد در محله و كوچه هاي اطراف بگوش مي رسد.
سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شعرها و ابيات روزهاي نخست عزاداري بيشتر از اين قبيل است:
هر كه دارد عشق شاه كربلا عريان شود             گر تكبر مي كند از اين عزا بيرون شود
يا:
محرم آمد و عيشم عزا شد                                            حسينم وارد كرب و بلا شد
ماه محرم چو پديدار شد                                                 خون بدل احمد مختار شد
وقتي دسته هاي سينه زن جمع شدند، بسوي حسينيه ها و مساجد شهر حركت مي كنند. وقتي سينه زنها كاملا در محل مورد نظر استقرار يافتند، قبل از هر كاري نوحه خوان مرثيه جانسوزي ميخواند و سينه زني شروع مي شود.
روش سينه زني در خرم آباد به اينصورت است، اول نشسته و با يك دست سينه مي زنند بعد وقتي نوحه خوان فرياد مي زند اي واي شهيدا به دشت كربلا، همگي سرپا مي ايستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست بشدت به سينه ميزنند و بعد از مسجد يا حسينيه به عزاخانه ديگري ميروند.
روز هفتم را اهالي تراش عباس مي دانند در اين روز همگي به حمام مي روند و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند.
از روز هفتم به بعد عده اي براي افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. زيرا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و يخبندان هم باشد عزاداراني كه نذر دارند حتما بايد در گل بيفتند، بهمين خاطر عده اي دور خانه ها ميگردند و با خواندن جملاتي تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند.
چو يي هيمه در نن داس نذر حسين و عباس
Coe hyma derenn das
براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گل باغچاله (گل رس) آماده مي كنند و در ميدانهاي بزرگ و كوچك شهر مي ريزند.
شبها در جلو دسته هاي سينه زني چل چراغ cel cerage حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه اي صليب مانند و چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه همه ساله نذر دارد حمل ميشود.
شب عاشورا دسته هاي سينه زني اغلب از اين قبيل اشعار را كه مناسبت هم دارند ميخوانند:
شب عاشوراست يا عيد قربان است 
كرب وبلا يكسر از خون گلستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
مكن اي صبح طلوع
عصر فردا بدنش زير سم اسبان است
مكن اي صبح طلوع
صبح عاشورا و مراسم گل افتادن
صبح خيلي زود، قبل از طلوع آفتاب صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل كه نواي چمريونه مينوازد، همه را سراسيمه بسوي ميدان شهر و خره (گل)xara  عاشورا ميخواند.
دسته دسته افراد سينه زني كه از سر تا بپا در گل غلط خورده اند در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتشهاي جاي جاي ميدان محله بر سر ميزنند و هي رووHero  هي رووHero  ميكنند.
در ميانه ميدان دسته اي بدنبال ذوالجناح هستند و فرياد ميزنند:
اي ذوالجناح با وفا پس كو حسين من   (دسته اول)
اي مركب شير خدا پس كو حسين من (دسته دوم)
و يا:
اين بدن از كيست كه سر ندارد                                         عزيز زهراست كفن ندارد
زاده زهراست عزيز زينب                                                بي كس و ياور صحت ندارد
پس از چند ساعت عزاداري بي ريا و بدون تكبر و صادقانه و جانسوز گلي ها و كليه سينه زنان و عزاداران بسوي مركز شهر حركت مي كنند و اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه دارد. پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با ضرب المثل طوق اشگس Tog esges اعلام ميشود.
طوق بر وزن سوق علامت ويژه و عمودي عزاداران ماه محرم در خرم آباد است، محور اصلي چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر كه از يك متر به بالا از چندين حلقه كه مركز آنها چوب اصلي است تشكيل ميشود.
يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار ميدهند و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشه دار و آينه هاي كوچك زينت مي دهند.
قديمي ترين اين علم مخصوص روستاي ماسور بوده است كه بوسيله يكي از محترمين و معتمدين محل ساخته و حمل ميشده است. اين علم را از چترهاي متعدد و وسيع مي ساختند كه باكت kat و گلوني Golvanye و پارچه هاي رنگارنگ ديگر تزئين ميدادند و روي شالي كه به كمر مي بستند حمل ميشده است، دو نفر نيز از دو طرف با رسن آنرا مهار ميكردند.
عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن بشهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينه زني ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و در واقع عزاداري پايان مي پذيرفت.
اصطلاح (طوق اشگس)Tog esges  از آن زمان باقي مانده است كه به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: "طوق اشگس" به اين معني كه موضوع خاتمه يافت.
بويژه در ظهر عاشورا كه مراسم سوگواري پايان مي پذيرد و عزاداران متفرق مي شوند اين مثل كاربرد بيشتري دارد.
قمه زني و تعزيه خواني
قمه زني و تعزيه خواني از روزگاران بسيار دور در خرم آباد و ساير مناطق لرستان مرسوم بوده و در حال حاضر نيز انجام ميگيرد. بويژه تعزيه خواني در شهرستان بروجرد و بخش هاي تابعه آن بنحو شايسته و با شكوهي خاطره جانسوز كربلا را ياد آور ميشود.
دختران چهل منبري
از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف بويژه بخت گشائي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند.
مراسم شام غريبان حسين
از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت Kat  را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند.
پيمايش دسته گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشند نفر بعدي يك تك روي سر دارد كه مقداري نان و حلوا و شمع روشن را درون آن حمل ميكند، كسي ديگر نيز گاهگاهي مشتي كاه روي سر عزاداران ميپاشد و با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند.
در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند:
حسين گمشدم اي رودم اي رود                                نهال خم شدم اي رودم اي رود
روم گويم به زينب كنج زندان                                         كه اي زندانيان منزل مبارك
شام غريبان حسين امشب است امشب است
غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است
 
يتيمي درد بي درمان يتيمي                                        يتيمي خواري دوران يتيمي
 
اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم
 
بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد.
حاج جواد منصوري يكي از مرثيه سرايان نامي و نوحه سراي مشهور خرم آباد است كه با قريحه اي خداداد قريب نيم قرن است همچون شمع مجالس عزا مي گريد و ميسوزد و شعله هاي زباندارش رونق بخش مجامع و عزاي حسيني در ايام عاشورا است.

چهارشنبه سیزدهم 7 1390

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه وسملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛شهربجنورد است كه در مركز استان واقع شده است. كشاورزي اين ناحيه از شرايط مساعدي برخوردار بوده و در برخي نقاط چون شهرستان اسفراين حالتي نيمه صنعتي دارد.
استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن هادر شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان و بجنورد نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعددتاريخي و طبيعي هستند و اين منطقه را ازارزش هاي جهانگردي خاص خود برخوردار نموده است خراسان شمالي را اگر گنجينه فرهنگ ها لقب دهيم؛ گزافه گويي نكرده ايم. وجود قوميت هاي گوناگون كرمانج، فارس(تات)، ترك، تركمن، كرد و اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و ترك ها با همه ويژگي هاي فرهنگي خاص خود شان سبب شده لقب ;گنجينه فرهنگ ها برازنده اين خطه با اهميت از جمهوري اسلامي ايران باشد. جاذبه هاي فرهنگي استان خراسان شمالي امروزه به يكي از مهم ترين ابزارهاي منطقه جهت جلب گردشگران مختلف ايراني و خارجي تبديل شده است. صنايع دستي استان خراسان شمالي كه توسط قوم هاي گوناگون اين خطه ساخته مي شوند؛ هر يك از ويژگي ها ي منحصر به خود برخوردار است. موسيقي استان خراسان شمالي نيز مخلوطي از نواهاي گوناگون همراه با اشعار زيباي محلي است كه براي گردشگران شنيدني و ديدني است. لباس هاي محلي هر يك از اقوام ياد شده نيز از ديگر جاذبه هاي فرهنگي استان خراسان شمالي به شمار مي آيند. قوم هاي تركمن، كرد،بلوچ، لر و عرب هر يك داراي ويژگي هاي فرهنگي، صنايع دستي، لباس هاي سنتي و موسيقي خاص خود است و همين گوناگوني؛ خراسان شمالي را به گنجينه زيباي فرهنگ ها و جاذبه هاي فرهنگي تبديل كرده است گردشگران فرهنگي استان خراسان شمالي با يك سفر به اين منطقه با چندين قوم و خصيصه هاي فرهنگي اقوام مختلف آشنا خواهند شد.
غذا از مهم ترين عناصر دخيل در صنعت گردشگري است. جاذبه هاي غذايي به حدي است كه مي تواند علاوه بر رفع نياز انسان به انرژي، انگيزه اي باشد براي عزيمت به نقطه اي دور جهت برخورداري از تجربه اي لذت بخش استان خراسان شمالي نيز از غذاهاي خاص خود برخوردار است. در اين استان علاوه بر تمام غذاهاي ايراني چون چلوكباب، قورمه سبزي و انواع كباب گوشت؛ غذاهاي مخصوص و محلي استان تهيه مي شوند.
نواع آش هاي محلي، اماج كماج، عقيقه، انواع پلوهاي محلي و انواع شيريني هاي و دسرها در شهرهاي مختلف استان خراسان شمالي تهيه مي شوند. اماج كماج؛ غذايي است كه اعتقادات مذهبي در آن دخالت عميقي دارند. اين غذا به نام ام البنين مادر گرامي حضرت ابولفضل (ع) درست مي شود و مناسبت آن شفاي بيمار، سلامتي مسافر، اداي قرض و... است. نحوه طبخ اين غذا به اين گونه است كه خانمي كه نذر دارد به اتفاق چند نفر از آشنايان در عصر روز دوشنبه ظرفي را در دست گرفته و درب خانه ها را مي زند و هر كس مقداري آرد، حبوبات، روغن و.. به آن ها مي دهد. سپس آن ها را روي سفره تميزي در اتاق قرار مي دهند و يك چراغ هم روشن مي كنند ونمي گذارند كسي تا صبح وارد اتاق شود. صبح روز سه شنبه در هنگام طلوع آفتاب هفت شمع روشن مي كنند و يك زن متدين وارد اتاق مي شود، دو ركعت نماز به نيت حضرت عباس (ع) مي خواند، سپس زني كه خود اداي نذر كرده با چند نفر ديگر وارد اتاق مي شوند، بعد آرد ها را خمير كرده و به صورت نان فطير مي پزند ومواد ديگري به آن اضافه مي كنند كه به آن كماج مي گويند. مقداري از آرد را با روغن و كمي زعفران مخلوط مي كنند و به صورت دانه هاي كوچك در مي آورند كه به آن اماج مي گويند. هنگامي كه اماج آماده شد، نخود و لوبيا و عدس و تره و برگ چغندر را در ظرفي پخته و اماج نيز به آن ها اضافه مي كنند وآن را با شاخه نازك به هم مي زنند هنگام ظهر سفره چيده مي شود به طوري كه فطير كماج را تكه تكه كرده و با آجيل و كشمش مخلوط كرده و روي سفره مي گذارند و شمع هم روشن مي كنند و بعد از خواندن روضه، آش بين مهمان ها تقسيم مي شود.
آداب و رسوم محلي در خراسان شمالي -ادامه
جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود.
جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود.
جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود
جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود. جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود.

جاذبه هاي اجتماعي استان خراسان شمالي بخش مهمي از ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي دهند. استان خراسان شمالي از نظر اجتماعي يك دست نبوده و محل زندگي اقوام گوناگون است. قوميت هاي مختلفي در استان خراسان شمالي زندگي مي كنند كه از جمله آن ها مي توان: قوم هاي كرمانج، تات، ترك، تركمن، كرد، اقليت هاي بلوچ، عرب، لر و فارس هاي مهاجر را نام برد. وجود قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسياري در جاذبه هاي اجتماعي اين سرزمين شده به طوري كه هر يك از اقوام ياد شده داراي آداب و رسوم، جشن ها، آيين هاي گوناگون و مراسم ها و غذاهاي محلي خاص خود هستند. لباس هاي محلي و رنگارنگ اقوام مختلف، شيوه ييلاق و قشلاق عشاير استان خراسان شمالي و آداب و رسوم خاص آن ها همواره براي بازديدكنندگان و گردشگران اجتماعي جذاب و ديدني است. جشن ها و آيين هاي محلي كه بر اساس آداب و رسوم هر يك از اقوام در اين استان برگزار مي شوند؛ از ديگر جاذبه هاي اجتماعي منطقه به شمار مي آيند و در كنار غذاها و خوراكي هاي لذيذ اين ديار؛ نقش مهم و قابل توجهي را در جلب رضايت گردشگران ايفا مي كنند.
مردم استان خراسان شمالي داراي نژاد آريايي بوده و اقوام مختلفي كه در اين استان زندگي مي كنند همگي ريشه آريايي داشته و نژاد واحدي دارند. كردها، ترك ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هريك در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعايت مي كنند در استان خراسان شمالي خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضي از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه هاي خود زندگي مي كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاري استوار است و تصميم نهايي را پدر يا پسر بزرگ خانواده مي گيرد. در ايلات و طوايف استان خراسان شمالي زنان داراي نقش موثر و مفيدي هستند.
در اين استان مراسم سوگواري كه به سوگواري هاي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواري هاي عمومي از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آيين هاي مخصوص ادامه دارند. مراسم هاي سوگواري هاي خصوصي نيز از سه روز تا چهل روز متغير بوده و بنا بر فرهنگ قوميتي از آداب مختلفي برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني، جشنها و روزهاي عيد، ريشه در تاريخ افسانهاي ايران باستان يعني سلسله پيشدادي دارند.
جشن ها و آيين هاي استان خراسان شمالي به جشن هاي مذهبي، ملي و محلي تقسيم مي شوند. جشن هاي بزرگ مذهبي در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن هاي بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم هاي آغاز ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت امام علي(ع) به جانشيني حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن هاي مذهبي مهم استان خراسان شمالي به شمار مي آيند در ميان جشن هاي ملي؛ جشن هاي ويژه عيد نوروز مهم ترين و بزرگ ترين جشن ها به شمار مي آيند.
نخستين جشن ايراني به نام نوروز از زمان پادشاهي جمشيد مرسوم شد و در زمان هاي بعد، جشنها و آيينهاي ديگري چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملي، مذهبي و محلي در استان خراسان شمالي بر حسب كيش و آيين هر يك از اقوام نزد آن ها پاس داشته مي شوند. تركمن ها عقيده دارند زماني كه جمشيد به عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. تركمن ها دراين روزها با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند: نوروز كجه، نوروز بامه، سمني (سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در بين تركمن ها برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي،شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي،تاب بازي اشاره نمود. ضمن آن كه ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه و منزلت خاصي برخورداراست
صنايع دستي و سوغات استان قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند . آبنبات(شكر پنير) بجنورد نيز از سوغات مهم اين استان محسوب مي شود

 

1- مراحل مقدماتي

در جامعه عشايري، بخش اعظم فعاليت هاي مرتبط با توليد و كليه امور جاري منزل در دست زنان مي باشد و به بيان ديگر، زندگي عشاير، بدون وجود زنان ميسر نمي باشد. از اين رو، مرد كوچ نشين، بدون وجود زن خود ،هرگز نمي تواند گله را اداره كند و حتي ممكن است قادر به ادامه زندگي سنتي كوچ نشيني هم نباشد. براي مرد كوچ نشين، ازدواج يا زندگي در خانواده اي كه قبلاً تشكيل شده،يكي از ضروريات تداوم كوچ نشيني است وبا توجه به اهميت نقش زن در زندگي عشايري، ازدواج مجدد مرداني كه همسرشان فوت نموده، خيلي زودتر از آنچه ميان شهرنشينان معمول است، انجام مي گيرد. در مورد جوانان نيزبه همين صورت است. هر گاه هنگام ازدواج جواني فرا رسد، نزديكانش به فكرمي افتند تا همسري برايش انتخاب كنند و چنانچه پدر و مادر در اين زمينه كوتاهي كنند، خود جوان، مقصود خويش را از طريق دوستان، به گوش بزرگترها مي رساند و آنان نيز، براي داماد كردن جوان، آستين بالا مي زنند.

در ارتباط با ازدواج، در ايلات كرد همانند ساير شهرهاي كوچك و روستاها و عشاير ايران، از قديم الايام رسم براين بوده كه دختران هر طايفه را به پسران همان طايفه شوهر مي دادند و در رعايت و انجام اين رسم، حميت و تعصب داشتند.انتخاب همسر براي پسر، درميان كردهاي كوچ نشين، اغلب در ييلاق – كه طايفه ها، چادرهاي خود را در كنار يا نزديك يكديگر برپا مي كردند و به كار عشايري مي پرداختند – صورت مي گرفت. به اين ترتيب كه پسران و دختران به هنگام آوردن آب از چشمه، شيردوشي يا گذر گله ، يكديگر را مي ديدند و به هم دل مي بستند و همسر دلخواه خود را انتخاب مي كردند. پسر، پس از دل بستن به دختر دلخواه، موضوع را با مادر يا خواهر خود،مطرح مي كرد. منتهااز آن جايي كه ازدواج در ايلات كرد خراسان ازنوع درون گروهي بود، خانواده ها مايل به ازدواج دخترانشان با افراد بيگانه نبودند. به همين علت، بيشتر ازدواج هايي كه در ايلات كرد رواج داشت، ازدواج درون گروهي بود،مانند ازدواج دختر عمو با پسرعمو. هدف از اين نوع ازدواجها، علاوه بر اين عقيده كه «عقد دختر عمو و پسرعمو درعرش بسته شده»، بيشترحفظ نام و ميراث خانوادگي بود.

خواستگاري در ميان ايلات كرد شمال خراسان چه براي اقوام نزديك و چه دور، تقريبا يكسان بوده است. خواستگاري با اقدام پدرو مادر پسر – كه معمولا در مرحله اول زنها هستند – وبا رفتن به خانه دختر مورد نظر، شروع مي شود تا نظر پدر و مادر دختر را نسبت به خود جلب كنند.

خواستگاران از نزديكان داماد يا پيرزنهايي كه ازاعتبار و تجربه كافي برخوردارند، انتخاب مي شوند و در اغلب مواقع، مادر داماد به همراه خواستگاران نمي رود. خواستگاران وظيفه دارند دختر را از نظر اصالت خانوادگي، جمال، كمال و توانايي كار در عشيره بپسندند و پرس و جو نمايند كه دختر خواستگار ديگري نداشته باشد. البته واضح است در اين بررسي ها، به گونه اي رفتار نمي كنند كه زننده و يا جنبه ي توهين آميزداشته باشد. پس از مقدمه چيني ها، اگر خواستگاران، دختر را نپسندند به زودي خداحافظي كرده و مي روند اما اگر دختر مناسب و مورد پسندشان واقع شود، موضوع را بي پرده با مادر و خويشاوندان دختر در ميان مي گذارند و مي گويند آمده اند تا دخترشان را براي فلان شخص خواستگاري نمايند. مادر و خويشان دختر اجازه مي خواهند و در جواب مي گويند بر روي چشم، اجازه بدهيد تا با دختر، پدر و ديگر خويشان، موضوع را در ميان بگذاريم. مهمانان نيز، اجازه رفتن گرفته، و قول مي گيرند چند روز بعد بيايند و خبر بگيرند. خانواده دختر در مدتي كه معين كرده اند موضوع را با بستگان خود در ميان گذاشته و شور و مشورت مي كنند.

در اين گونه گفتگوها اغلب ناسازگاري هاي شديدي اتفاق مي افتد. به ويژه هنگامي كه جواناني از خانواده خود مانند پسرخاله، پسردايي، پسرعمو و جز آنها به دختر نظر داشته باشد. در اين گونه مواقع، عاقبت مادر دختر نظر خود را موافق مي سازد و در هر حال در موعد مقرر تصميم نهايي گرفته مي شود. در روز مقرر پيكي از سوي خانواده پسر مي آيد كه: «شما قولي به خانواده فلاني داده بوديد حالا اجازه مي دهيد كه خواستگاران رسما به خدمت برسند؟» اگر پاسخ خانواده دختر منفي باشد موضوع به كلي فراموش مي شود.چنانچه پاسخ مثبت باشد پدر دختر به پيك خانواده پسر مي گويد: «مانعي ندارد» ، و اگر پسري از اقوام عروس، داوطلب ازدواج با اين دختر باشد و خانواده دختر نيز موافق با وي باشد، خانواده پسر داوطلب در اين امر تعجيل مي كند و پا پيش مي گذارد.


2- خواستگاري رسمي

به هر صورت، خواستگاري رسمي شروع مي شود. پدر داماد، همراه چند نفر از ريش سفيدان و بزرگتران طايفه براي گفتگو و قول و قرار گذاشتن به منزل پدر دختر رفته و موضوع خواستگاري را مطرح مي كنند. خواستگاران – كه به اصطلاح، طرف هاي داماد هستند – از طرف هاي دختر – كه پدر دختر براي مجلس دعوتشان كرده است – مي پرسند كه شما مي خواهيد چگونه رفتار كنيد؟ چرا كه جهيزيه و لوازم مورد نياز كلاً بر عهده خانواده داماد است يعنيداماد بايد جهيزيه را تهيه كرده يا پولش را بدهد. در اين ارتباط معمولاً سه روش وجود دارد:

1- ممكن است خانواده دختر، قبلاً دختري شوهر داده باشند در اين صورت مي گويند: مثل فلان دختر كه پيشتر شوهر كرده است. بنابراين هر چه در مورد دختر قبلي صورت گرفته در مورد اين دختر نيزانجام مي شود.

2- اگر پيش از آن، دختري شوهر نداده باشند به هم ترازان خود نگاه مي كنند كه چگونه و با چه شرايطي دختر شوهر داده اند پس به همان طريق رفتار مي كنند.

3- در غير اين صورت، با بحث و گفتگو و چانه زني به تفاهم مي رسند تا به «ده ده» يا «پنج پنج» يا «شش شش» يا رقمي ديگر مي رسند.

مثلا اگر «پنج پنج» توافق كرده باشند منظور اين است كه پنج من روغن، پنج دست رختخواب، پنج راس گوسفند، پانصد تومان پول. پنج مثقال طلا و جز آن.

اما چنانچه داماد متمكن بود، حتي پيشنهاد خانواده عروس را افزايش مي داد. سپس عده اي از خانواده دو طرف براي خريد اثاث و لوازم تعيين شده روانه شهر مي شدند. اگر در ده يا ايل، ملايي نبود، عروس و داماد را جهت عقد ازدواج به شهر مي بردند. چيزهاي لازم را خريداري مي كردند و به ده يا ايل مي آوردند و لوازم خريداري شده را به منزل داماد مي بردند.




3-مراسم شيريني خوري

روز بعد، پدر يا بزرگتر داماد، دعوتنامه ها را براي مهمانان راه دور مي فرستاد يا پيكي را همراه با كاغذ روانه مي كرد و خود، مابقي مهمانان را دعوت مي نمود و براي اهالي كاسه اي پر از شيريني و آب نبات كرده، تك تك خانواده ها را جهت مراسم شيريني خوري (قند شكستن) دعوت مي كردند. سپس در روز موعود همه ي مهمانان به منزل پدر داماد مي آمدند. قبل از روز انجام مراسم، ابتدا از خانه داماد مقداري برنج، روغن، نان(ياآرد)، قند، چاي، شيريني و يك يا چند گوسفند به خانه پدر دخترفرستاده مي شود، تا براي شام آن شب مهمان دو طرف، تدارك لازم را ببينند.

در خانه داماد نيز شور و غوغايي به پا مي شد. مهمانان، در هنگام ورود به خانه داماد، با گفتن «مبارك باد! ميزبان خود را شاد مي كردند و در مقابل، ميزبانان هم با نقل و شيريني از آنان پذيرايي مي نمودند. آنگاه، مهمانان همراه با نوازندگان، دو تارچي ها (عاشقها)، ساز و دهل و سرنا در پيش، و در حالي كه زنان با لباس محلي و چادر سفيد و خنچه اي كه در آن كله قندي قرار داده، و روي آن را با شال قرمز رنگي پوشانده و روي سرگذاشته، به دنبال هم و حدود ساعت سه، چهار بعدازظهر روانه ي منزل عروس مي شدند.

در نزديكي خانه عروس، ريش سفيدان و بزرگان خانواده عروس، به پيشواز خانواده داماد مي آمدند و در برخي از ايلها گوسفندي نيز در پيش پاي ايشان قرباني مي كردند. سپس به همراه مهمانان به سوي منزل پدر عروس باز مي گشتند. در آستانه در منزل پدر عروس، خانمي با منقل برافروخته و اسفند در داخل سيني به انتظار مي ايستاد و به محض ورود مهمانان به آنان خوش آمد مي گفت.


4-شير بها

مهمانان به فراخور حال، با اهداي مبلغي پول و تبريك گفتن، وارد منزل پدر عروس مي شدند. نوازندگان نيز به استقبال مهمانان تازه وارد رفته، انعامي از آنان مي گرفتند سپس به داخل منزل، دعوت و با نقل و شيريني و چاي پذيرايي مي شدند. بعد از پذيرايي، نوازندگان ساز و دهل، شروع به نواختن آهنگ هاي محلي مي كردند. سپس ريش سفيدي كه نقش بزرگتر را بر عهده داشت، دستور مي داد خوانچه ها را از اتاق ديگر به اتاق پذيرايي بياورند و به يكي از خدمتكاران اشاره مي كرد تا پوشش خوانچه را بردارد. پس از برداشتن خوانچه ها، ريش سفيد خانواده عروس، رو به مهمانان مي كرد و مي گفت:«اگر امانتي داريد تحويل بدهيد.»

يكي از اعضاي خانواده داماد كه آوردنده ي پول بود پيش مي رفت و پول را كه در دستمال ابريشمي پيچيده، تقديم مي كرد. ريش سفيدان خانواده عروس، به رسم احترام سر فرود مي آوردند و دستمال پول را مي گرفتند و به شمارش آن مي پرداختند. بعد مبلغي از آن را در همان دستمال پيچيده و بر مي گرداندند.اين رسم و سنتي است ديرين كه پدر عروس از مبلغ تعيين شده مقداري را تخفيف مي داد و در واقع نسبت به داماد خود گذشت مي كرد، ضمناً به اين طريق مي خواست دستمال را خالي برنگرداند.

«دكتر محمد حسين پاپلي يزدي » ، مؤلف كتاب «كوچ نشيني در شمال خراسان» درباره اين مبلغ مي نويسد: «در سال 1358(ش)، بين كوچ نشينان خراسان، مجموع پولي كه براي ازدواج با يك دختر از پسر مطالبه مي شد، مبلغ 450000 ريال بود كه علاوه بر آن ، پسر بايد چند راس دام هديه مي داد و هزينه هاي مربوط به ازدواج را نيز متقبل مي شد. در همين سال، هزينه هاي كلي ازدواج براي پسري كوچ نشنين از خانواده اي متوسط، بالغ بر 560000 ريال ميشد. در حالي كه در همين سال، ازدواج براي يك پسر جوان روستايي از خانواده اي متوسط حداكثر 128000 ريال هزينه در بر مي داشت...» در واقع چنانكه مرسوم است، پولي كه به عنوان هديه يا شيربها به پدر دختر داده مي شد بايد هزينه خريد جهيزيه لازم براي استقرار زوج جوان شود كه معمولا وسايل يك زندگي عادي ايلياتي است. سپس دو نفر ملا از طرف عروس و داماد – اگر عروس و داماد از دو ده يا طايفه بودند – به ميان مجلس مي آمدند و پس از فرستادن چند صلوات، يكي از آنانكه از جهت علم، سن، مقام روحانيت يا سيد بودن بر ديگري مقدم بود، در آنجا مي ماند و ديگري به احترام ملاي اعلم كنار مي رفت و او دو كله قند را برداشته و سر آنها را طوري به هم مي زد تا بشكنند. وقتي قند شكسته مي شد،حاضران در مجلس هلهله مي كنند و دست مي زنند. ملا، نخستين تكه قند را به داماد مي دهد. آنگاه چند نفر قندها را در تكه هاي بزرگ شكسته، در يك سيني مي گذارند و جلوي حاضرين مي گردانند. هر كس تكه اي بر مي دارد. نوك قندها را نيز به عنوان تبرك به خانواده عروس و داماد مي دهند.


Tebyan-Bojnurd.ir 5-حنا بندان

در حنابندان رسم اين است كه در خانه داماد كمي از همان حنايي كه براي داماد تهيه شده در ظرفي ريخته و يكي از زنان وابسته به خانواده،آن را به خانه عروس مي برد. اين ظرف حنا، بايد با چند هديه مناسب و قيمتي براي عروس ،همراه باشد. در گذشته رسم بر اين بود كه چند سكه ناصرالدين شاهي هم به همراه حنا براي عروس مي فرستادند. در شب حنابندان، تعدادي از همسالان و دوستان عروس به دور او جمع شده و شادي مي كنند. زنان خانواده داماد هم به اتاق دختر هدايت شده و با كسب اجازه از مادر عروس ، حنابندان را شروع مي كنند. پيش از شروع حنابندان، عروس دست راست خود را در حالي كه شال قرمز رنگي بر روي آن انداخته شده بالاي سر قرار مي دهد و حاضران، بخصوص زنان خانواده ي داماد، هر يك به فراخور حال، هديه اي در كف دست او مي گذارند(قبلاً بيشتر، سكه هاي طلا و نقره بود) بعد، يك نفر سكه ها را گوشه چارقد عروس مي بست و حنابندان آغاز مي شد.

درطول مدت زماني كه حاضرين مشغول حنابستن به دستهاي عروس بودند، برخي از زنان آواز مي خواندند و شعرهايي كه مي خواندند اغلب چند پهلو و طعنه آميز بود، مثلا خواهر عروس مي گفت: «دختر ما را به التماس برديد» و خواهر داماد مي گفت: «باالتماس، دخترتان را به ما داديد». سپس به مهمانان شام داده مي شد و پس از حنابندان، دختر و پسر رسماً نامزد يكديگر به حساب مي آمدندو از همين روز عروس به رسم احترام، صورت خود رابه هنگام روبه رو شدن با بستگان داماد مي پوشانيد و با آنان طرف صحبت نمي شد و هرگاه در كوچه كسي از خانواده داماد را مي ديد، چنانچه راه گريزي داشت، از چشم او دور مي شد و گوشه چادر خود را طوري روي سر قرار مي داد كه صورتش معلوم نشود و در صورتي كه سوالي از وي مي شد فردي را واسطه قرار مي داد و اگر به چنين كسي دسترسي نداشت، با اشاره به پرسش ها پاسخ مي داد. اين وضعيت، در گذشته گاهي تا تولد چندين فرزند نيز ادامه مي يافت و داماد نيز سعي مي كرد با پدر عروس مواجه نشود و چنانچه براي ديدن عروس به منزل آنها مي آمد مي بايست پاسي از شب گذشته به منزل يكي از نزديكان عروس مانند خاله يا خواهر او مي رفت. او هم به مادر عروس خبر مي داد تا جايي براي ديدار عروس و داماد تعيين مي كردند؛ آن هم به اين شرط كه پدر و برادران عروس بويي از قضيه نبرند و قبل از اذان صبح نيز مي بايست داماد، عروس را ترك كرده به منزل خود باز مي گشت. البته، گاهي داماد با انداختن چند پاره سنگ به پشت بام خانه يا چادر عروس، حضور خود را اعلام مي كرد.

در فاصله نامزدي تا عروسي هر قدر هم طول كشد، داماد موظف است هنگام فرا رسيدن جشن هاي ملي و مذهبي چيزهايي از قبيل قند، برنج و روغن، همراه هداياي قيمتي به خانه عروس بفرستد. البته، خانواده عروس نيز خنچه داماد را خالي بر نمي گرداندند و معمولاً يك قواره پارچه پيراهني براي داماد در آن مي گذاشتند. به اين ترتيب مراسم ازدواج يك زوج را انجام مي دادند.

لرها معتقدند زني كه حامل پسر است داراي رنگ و روي باز بوده و چالاك و زرنگ وسبك بار است و در مقابل چهره زني كه حامل دختر است كدر بوده و او تنبل و سنگين است . براي تعيين جنسيت جنين راه هايي وجود دارد كه از آن جمله است : گاهي زن را غافل گير كرده وبي اطلاع او ، مقداري آرد روي سرش ريخته و منتظرمي مانند ، اگر زن دست خود را روي سرش كشيد مي گويند دختر مي زايد و اگر دست روي صورتش كشيد پس حامل پسر است . يكي ديگر از مشخصه هاي دختر يا پسر آوردن در عقايد مردم لرستان اين است كه هنگام دوختن لباس هاي نوزاد ، ( قبل از تولد ) والدين منتظر اولين كسي مي مانند كه در آن حال وارد خانه مي شود . چنانچه مردي وارد شد ، علامت آن است كه جنين پسر است ، واگر زني وارد شد ، پس دختري به دنيا خواهد آمد.همچنين هنگامي كه زن باردار است ، كله گوسفندي را از محل حد فاصل آرواره هايش مي شكافند ، چنانچه محل اتصال آرواره ها در چانه گوسفند ريشه هاي گوشت ريز داشته باشد . مي گويند زني كه براي او نيت شده است دختر به دنيا مي آورد ودر غير اين صورت پسري خواهد زائيد . همچنين انواع فال ها ، از قبيل چهل سرود وفال شب چهارشنبه سوري را به نيت تعيين پسر يا دختربودن چنين مي گيرند ، تغزيه نيز مي تواند خبرازجنسيت جنين بدهد ، اگرزن شيريني بيشترمصرف كند ، جنين او مذكراست و مصرف ترشي بيانگر مونث بودن جنين است . همزاد نيز از ديگر باورهاي مردم لرستان است كه عامه مردم ، بدان معتقدند، آنها عقيده دارند هر كس كه به دنيا مي آيد . يك همزاد ( موجود خيالي ) نيز با او متولد مي شود كه همواره با اوست ، لرستاني ها معتقدند كه زائو بايد مدت چهل روز را در قرنطينه سركند كه نه از همزادش آسيب ببيند و نه ديگري كه چله دار است ، گذرش به اوبيفتد ( اين را هم بد شگون مي دانند ) اينان نوزاد را تا چهل روز از خانه بيرون نمي برند مگر اينكه قرآني ويا تكه ناني كه آن را هم حكم قرآن مي دانند همراه نوزاد باشد .

گوشواره هفت محمدي يا پنج تن نيز از جمله حافظان معنوي نوزادان به شمار مي آيد كه معمولاًبه خاطر جلوگيري از بلايا وچشم زخم آن را به گوش كودك مي آويزند . مردم اين ناحيه ، به چشم زخم عقيده زيادي دارند اينان براي دفع چشم زخم دعايي را به بازوي نوزاد بسته ومهره اي فيروزه رنگي را جلوي موهاي كودك مي بندند همچنين لرها معتقدند استشمام بوهاي مختلف به نوزاد ضرر مي رساند . به همين خاطر اغلب ، ماده اي بدبو به نام بژ( BAZ ) را به لباس نوازد مي بندند تابوي آن ، بوهاي ديگر را كه در محيط وجود دارد ، تحت الشعاع قرار داده و از بين ببرد .

بعضي از لرستاني ها ، كودك خودرا درويش امام رضا ويا ديگر ائمه مي نمايند و آن در مواقعي است كه چندين نوزاد از خانواده اي وفات يافته ويا سال ها ، فرزندي ، ( ويا پسري ) در خانواده اي متولد نشده است . در اين موقع آنان نذر مي كنند كه تاهفت سالگي موهاي كودك خدا داده را كوتاه نكنند ، در جشن ها به كودك ، لباس سفيدي پوشانده واو را در رهگذري مي نشانند يا به در خانه ها مي فرستند تا درويشانه جمع كند ، وموهاي درويش كوچك را در هفت سالگي كوتاه كرده و معمولاً هم وزن موهاي وي طلا نذر ائمه مي كنند .

اما آل AL نام موجود افسانه اي است كه خصوصاً زنان لر ، بدان معتقدند اين موجود در افسانه ها شبيه به پيرزني ژوليده موي با سبدي كه جگر خون آلود زنان زائو درآن حمل مي شود تعريف وتصور شده است . در اعتقاد اينان ، آن دشمن درجه يك زنان بوده ومنتظر است تا پس از وضع حمل به آنان آسيب برساند . براساس همين باور ، هرگز زائو را تنها نمي گذارند، بعضي آن را ، همان دال يا عقاب مي نامند و بعضي نيز آن را موجودي حقيقي مي پندارند و سال هاي سال را با ترس از او سپري مي كنند. يكي از آئين هاي تولد ، گذاشتن چاقو يا سيخ بالاي سرزائو به جهت دفاع در برابر آل است .

از ديگر باورهاي تولد ويار زن حامله است : اگر زن باردار چيزي بخواهد وبه موقع برايش تامين نشود مي گويند گوشه ران كودك كبود خواهد شد .

خيرو شر بودن مقدم طفل در لحظه تولد يك باوراست كه براساس آن اگر در روزهاي تولد نوزاد ، واقعه بدي براي پدر ، مادر يا يكي از بستگان نزديك كودك روي دهد در آن صورت مقدم او را شوم مي شمارند و سايه اين بد شگوني تا سال ها بر سراو سنگيني خواهد كرد .

مردم لرستان تولد دختر را بد يمن وقدم اورا نامبارك مي دانسته اند و هرگاه در خانه اي دختري به دنيا مي آمد بزرگ خانواده آب در تـژگاه مي ريخت و آتش اجاق خانواده را خاموش مي كرد .

در روستاها و شهرهاي لرستان لفظ اوجاق يا اجاق كنايه از فرزند پسر است . وجه تشابه هم اين بوده است كه كانون خانواده با حضور پسران گرم وزنده وبدون حضور آنان سرد وتاريك مي دانسته اند ، هم چنانكه خانه بدون اجاق سرد وتاريك است . اجاق خانواده نيز بي حضور پسر فروزان نخواهد ماند . واما درخانه بروجردي ها نيز اجاقي تعبيه شده كه مسئول روشن نگاه داشتنش مرد خانواده بوده است اين آتش كه بايد هميشه افروخته مي ماند با قطع موجود مرد و يا اولاد ذكور در خانه براي هميشه خاموش مي شد .

در هرحال وبا هروجه تشابه ، لرها خانه اي را كه فرزند پسر نداشته ، اجاق كور مي ناميده اند واين لفظ هنوز هم كنايه از خاموش ماندن چراغ خانواده است .

لرها به هيچ وجه آب در تژگاه يا آتشدان نمي ريزند ، مگر در يكي از دوحالت مرگ مرد بزرگ خانواده ، يا تولد دختر ، زيرا درهردوصورت اجاق خانواده را خاموش مي پندارند برهمين اساس لرزبان ها وقتي مي خواهند براي كسي آرزوي مرگ كنند به كنايه مي گويند :

آبوه دتژگاه باوت Tozga Boat ow Boo De آب در آتشدان پدرت ريخته شود كه كنايه از اين آرزو مي باشد كه اجاق خانه پدرت خاموش شده و بميري و لك ها با جمله كور كرده : اجاق كور . اين منظور را بيان مي كنند . با چنين باوري اجاق كور كسي بوده كه اصولاً اولاد پسر نداشته است . فرزند ذكور به قدري براي لرها اهميت داشت كه اگرمردي صاحب دختراني مي شد ، بدون آن كه پسري براي او متولد شود ، چندين زن اختيار مي كرد تايكي از آنان پسري بزايد واجاق خانواده اش خاموش نماند وبه اصطلاح اوجاق كور براو اطلاق نشود به همين خاطر نام تنها پسر خانواده را كه پس از چند دختر به دنيا مي آمد ، اجاق مي گذاشتند كه به معناي چراغ است .

پسر دردانه ويك دانه را هم (سوخته زار) مي نامند سوخته زار يعني يكي يك دانه وكسي كه ديگران در انتظار او سوخته اند وساخته اند ودرطلبش زاري بسيار كرده اند .

وجود پسر ، به قدري با اهميت بوده كه خانواده ها يك پسر ناقص الخلقه را برچند دختر سالم ترجيح مي دادند . وقتي زني چندين دختر مي زائيده به امام ، امام زاده يا پيري متوسل مي شد تا صاحب پسري شود و از امام زاده مي خواست تا نشانه اي برپسرش بگذارد . دراين مورد معتقدبوده اند كه زن توسل جوينده ، حتماً بايستي قيد نشانه خوب را در دعا به كار ببرد زيرا درغير اين صورت ممكن بود دعاي اواجابت نشود و يا نشانه نامناسب ونقص عضو بر كودك او گذاشته شود هنوز هم زن حامله در اين ديار اجازه ندارد به هنگام خسوف از خانه خارج شود زيرا معتقدند نوزاد او با علامت ماه گرفتگي متولد خواهد شد البته بروجردي ها صرف نگاه كردن زن حامله به خسوف راعامل ماه گرفتگي مي دانند واغلب خرم آبادي ها معقتدند ، اگر زن حامله هنگام نگاه كردن به ماه دستش را روي شكم قرار دهد كودكش به ماه گرفتگي مبتلا مي شود .

براي افتادن ناف كودك هم باور خاصي رايج است و آن اين كه اگردست ماما سبك باشد بند ناف زود بهبود يافته وتاروز دهم تولد قطع مي گردد ، اما اگر دستش سبك نباشد زمان قطع شدن ناف طولاني مي شود .

تولد ـ آئين ها

تقريباً تمامي مناطق لرستان خصوصاً نواحي مركزي وجنوبي استان همچون خرم آباد ، كره گاه ، چگني ، چغلوندي ، زاغه ، سيلاخور ونورآباد و الشتر آئين هاي مشتركي را به هنگام تولد نوزاد به جاي مي آورده اند كه اين آئين ها هنوز هم در اغلب نقاطي كه ذكر شد رواج دارد . پس از تولد وخواندن اذان واقامه در گوش راست وچپ كودك ، اولين كار آماده كردن رختخواب نوزاد است كه تشكيل مي شود از ، تشك ، لحاف ومتكاي كوچك كه در اصطلاح لري به آن زير گوشي مي گويند . زير گوشي را در داخل كماني قرار مي دهند كه از چوب بيد يا طايي tai درست شده است براي درست كردن كمان شاخه تر درخت را قطع كرده ودوسرآن را به وسيله كش يا نخ محكمي به هم نزديك مي كنند با به شكل يك نيم دايره حالت بگيرد سپس بالشتك بچه را داخل آن قرار مي دهند تابعد از آن به عنوان پشه بند استفاده شود كار اصلي كمان اين است كه از افتادن روانداز به روي صورت كودك جلوگيري به عمل آورد.

براي دوري از چشم زخم به وسيله سيخ يا شي اي تيز ، خطي دورتادور اتاق برروي چهار ديواري مي اندازند كه اين خط بايد ديوار را از بالا خراش انداخته ويا علامتي كوچك بدهد كه دو سرخط بايد درنهايت به هم وصل شود آن گاه يك تكه گوشت و يك پياز را به سيخ كشيده و بالاي سر نوزاد قرار مي دهند ظاهراً فلسفه اين عمل جذب حشرات وميكروب هابه سوي عاملي غير از نوزاد بوده است .

ملاژگه Molazga به معناي سقف دهان يا كام است و برداشتن ملاژ كه يكي ديگر از آئين هاي تولد است ، به وسيله زني با تجربه صورت مي گيرد . زن مذكور ، نوك انگشت شصت خود را برروي كام دهان كودك نهاده و به آهستگي بالا مي كشد .

خانواده هاي لر ، معمولاً نذر مي كنند كه اولين لباس نوزاد را از شخص خوش نيتي بگيرند كه درصورت سالم ماندن كودك اين نذر را درمورد فرزندان آينده نيز با مشاركت فرد مورد نظر ، انجام مي دهند . گرفتن دعاي حفاظت از چشم زخم وچله بر نيز از ديگر آدابي است كه پس از تولد صورت مي گيرد و درجاي خود به شرح آن نيز خواهيم پرداخت .

نهادن كژك gezek ـ كه مهره اي فيروزه اي رنگ است ـ نيز بر گاهواره و لباس نوزاد ويا موهاي جلوي سر او ، يك رسم است كه اين عمل را به خاطر محافظت از چشم زخم انجام مي دهند.

همان گونه كه قبلاً ذكر شد ، بژ نيز نوعي صمغ است كه بوي بد وتندي از خود ساطع مي كند ، به طوري كه ساير بوهاي موجود در فضا را تحت الشعاع قرار مي دهد . مردم لر براي خنثي كردن تأثير بوهاي خوش ويا بوهاي ناخوشي كه درفضا موجود است بژ را به گوشه اي از گاهواره يا لباس نوزاد مي چسبانند . از اولين كارهاي بعد از تولد ، گوژ نوزاد براي گوژ كردن مقداري روغن حيواني را با تربت خاك مهر كربلا وخاك قند آميخته و به هم مي زنند و در دهان نوزاد مي گذارند زني كه بچه را گوژ مي كند كارش را باذكر نام هاي مبارك الله ومحمد وعلي انجام مي دهد وي سپس در گوش بچه اذان مي گويد . ايمان به اين امر كه تربت بايستي يكي از تركيبات گوژ باشد ازعقايد محكم مردم منطقه است .

درسراسر لرستان براي نوزادان گهواره مي بندند ، شكل گهواره ها واصطلاحي كه براي آن به كارمي برند درنقاط مختلف فرق مي كند در خرم آباد به آن گاوره GOVERE گفته مي شود ودونوع چوبي وفلزي آن وجود دارد . درروستاهاي اطراف خرم آباد ومناطق لك نشين ها مثل الشتر ونورآباد لفظ هلوره Holora به جاي گهواره به كار مي رود وآن پارچه اي است كه به وسيله طناب به دوستون در اطاق ويا دربيرون از اطاق بسته شده باشد .

دربروجرد وروستاهاي منطقه سيلاخور گهواره به للو معروف است (lalo) براي نام گذاري نيز در هر يك از نقاط شيوه خاصي وجود دارد نام نوزاد را اغلب پدر يا مادر انتخاب مي كند كه آن نيز آداب خاص خود را دارد . در بعضي از بخش هاي شهرستان نورآباد ، مثل فيروز آباد تمام نام هاي پيشنهادي را روي قرآن مي ريزند و مادر يكي از آنها را انتخاب مي كند . البته اين شيوه نام گذاري بيشتر بين پيروان با با دين دار رايج است . اهل بعضي دهات شب هفت تولد را طي مراسمي برگزاركرده ودرهمان مراسم نيز نامي را بر نوزاد مي گذارند ، دراين شب اهل روستا را براي خوردن شام دعوت مي كنند و بز يا گوسفندي را سر مي برند تا غذاي مدعوين تامين شود . پس از صرف شام از ريش سفيد روستا كه پيرترين مرد اهل مجلس است مي خواهند تا به قرآن تفال زده و از روي آن چند نام را پيشنهاد كند ، سپس از ميان نام هاي پيشنهادي يكي توسط پدر يا مادر برگزيده ونوزاد به آن مسمي مي شود .

آن گاه ريش سفيد خانواده ، نوزاد را در بغل گرفته درگوش او اذان گفته ومقداري پول روي شال كمر او مي گذارد. به همين ترتيب كودك دست به دست بين اهل مجلس چرخانده مي شود وهرنفر به نوبه خود نام را در گوش او تكرار مي كند ، وبه فراخوراستطاعت ، پولي را روي كمرش قرار مي دهد ومي گويد : اين اسم برتو مبارك است . آن دسته از مردم كه اين اسم در بين شان رايج است . براين عقيده اند كه اگر نوزاد پسر باشد واين مراسم صورت نگيرد آسيبي به كودك خواهد رسيد .

اهالي روستاي چشم كبود كاكاوند در شب هفت نوزادان خود ، تا صبح ، بيدار مي مانند تامواظب باشند پاره اي از لباس نوزاد به زمين نيفتد . زيرا افتادن لباس نوزاد در شب هفتم برزمين بدشگون مي دانند .

همان گونه كه ذكر شده اين مراسم براي پسران برگزار مي شود وفقط عده قليلي آن را براي دختران بر پا مي دارند .

بعضي از مردم درهمان منطقه به جاي شب هفتم اين مراسم را درشب سوم برگزارمي كنند ، اما بقيه مراسم به همان شكل وشيوه اي است كه ذكر گرديد . گاهي اتفاق مي افتد كه به جاي ريش سفيد ، كسان ديگري نيز اسم پيشنهاد مي كنند لكن درهرصورت ، انتخاب نام ، درنهايت به عهده پدر ومادر است .

نورآبادي ها درشب چهلم تولد ، بچه رادر بغل مي گيرند وبه خانه هاي مختلف مي روند . اهل هر خانه مقداري حبوبات به عنوان هديه به اولياء بچه مي دهند ومادر وخواهران به اتفاق زنان ديگر روستا ، حبوبات جمع آوري شده را كه بيشتر از نوع گندم ، ماش ، عدس ، ونخود است مي پزند وبين اهل روستا تقسيم مي نمايند تا نذري باشد براي كودك ، به اين مراسم درويشي مي گويند و وجه تسميه آن اين است كه كودك هم چون دراويش خانه به خانه گشته وحبوبات را جمع آوري كرده است .

در بخش زاغه واطراف آن نام گذاري توسط پدر ومادرو بزرگان خانواده انجام مي گيرد . پدر براي پسر ومادر براي دختر نام انتخاب مي كنند ، پس از يك هفته اورا به حمام مي برند و اگرتولد مقارن با اعياد وروزهاي جشن ديني و به خصوص جمعه باشدآن را مبارك وخوش يمن مي دانند .

درتمام نقاط لرستان نوزاد را از اول تولد تا چهل روز ، چله دار مي دانند رفتار خانواده واطرافيان با نوزاد ومادر چله دار آداب خاص دارد . روزي كه مادر وضع حمل مي كند براي او دعاي چله برتهيه مي كنند . چله بردعايي است كه ملاي محل آن را برروي كاغذ مي نويسد . چله بر را برروي قنداق يا برگوشه گاهواره يابرروي كمان بالاي سرش مي بندند . گرفتن دعاي چله بر ازنظر خانواده برهركار ديگري ارجعيت دارد زيرا ممكن است در اين مدت ، مادر چله دار ديگري براو وارد شود وبه اصطلاح لري چله ايشان درهم گره نخورد واين بدشگون است . چله بر كردن به خصوص در روستاهاي اطراف خرم آباد وسيلاخور بروجرد رواج دارد . درگذشته روستائيان اطراف خرم آباد ومناطق كرگاه و هويان وضلي ديگراز نقاط لرستان حق انتخاب نام نوزاد رابه پيرترين مرد خانواده و يامهمان عزيزي كه برآنها وارد مي شده مي دادند .

لرها هنوز هم اسم پسران را از ميان اسامي مركبي برمي گزينند كه تركيب آنها نمايان گراين مطلب باشد كه وي غلام ائمه عليه السلام است مثل : مراد علي ، مريد علي ، غلام علي ، غلام حسين ، و... گاه نيز با افزودن پسوند وپيشوندي وجود شهامت وشجاعت را در كودك نشان مي دهند . مثل شيرمراد . شيرعلي وبعضي وقت ها عناصر تركيب انتخاب مي شود كه نشان گرلطافت روح مسمي باشد مثل : گل علي ، گل خندان ويا حنارس ( فرياد رس ( Henaras در گزينش اسامي دختران الويت با اسم معصوم يا فرزند معصوم مي باشد مثل زهرا ، فاطمه ، كبري گاه تركيبي از گل ويا اسامي ديگر نيز به كارمي رود مثل : دخترگل ، گل طلا، گل خندان ، گلاب ، گل نازار و گل نساء .

درمواردي كه خانوار داراي دختران زيادي باشد اولياء اسمي را بر مي گزينند كه مفهوم دعا براي توقف تولد دختران را برساند ، مثل خدابس ، دختر بس ، همي بس ، واز اين قبيل ودرموردي كه آرزوي تولد پسررا داشته اند پس از آن كه خداوند پسررابه آنها مي دهد ، اسمي انتخاب مي شود كه مفهوم شكر از درگاه الهي از آن استنباط شود ، مثل شكر خدا ، خداداد وحنارس .

در شب هفتم تولد ، مراسم مختصري برپا مي شود كه فقط زنان در آن شركت مي كنند ودراين مراسم پيرترين زن مجلس كودك را به طور دراز كش روي پاهاي خود قرار داده وپارچه اي نازك روي صورتش مي اندازد .سپس آدمكي از پنبه مي سازد و آن را روي پارچه قرار داده وبا احتياط كامل آن را به آتش مي كشد . آن گاه درحالي كه پي درپي تكرار مي كند پمله پر Pomela Per ، آدمك را به هوا پرتاب وخاموش مي كند منظور از برگزاري آئين پمله پر آن ست كه اهالي معتقدند با سوختن آدمك پنبه اي درواقع همزاد كودك ، سوخته مي شود .

بعد از اين كه مراسم پلمه پر به پايان رسيد . همان زن با سوزن خياطي كه قبلاً كاردوخت ودوز با آن انجام نشده باشد ومقداري نخ ، گوش بچه را سوراخ مي كند : زينت بخش اين گوش سوارخ شده گوشواره اي است با حلقه اي از طلا وهفت نگين بسيار كوچك فيروزه اي كه در لرستان به آن هفت محمدي مي گويند وبا ذكر نام پنج تن آل عبا تبرك يافته است .

وهمين روز تولد كودك ، آغار فصلي نو در زندگي اوست . لرها در اين روز ، مادر ونوزاد را به حمام برده و ناهار مفصلي به نزديكان وليمه مي دهند .

در چهلمين روز تولد ، نوزاد ومادر را دوباره به حمام مي برند ودرآن جا آب چله برسرمادر مي ريزند براي ريختن آب چله به دو روش عمل مي شود . در روش اول تخم مرغي را سوراخ مي كنند پس از خالي كردن محتويات آن ، چهل بار آن را ازآب پر كرده و در ظرفي خالي نموده سپس آن آب را بر سر زائو مي ريزند در روش دوم كاسه اي را پر از آب مي كنند وچهل دانه ريگ به عدد روزهاي چله درآن قرار مي دهند و بر سر مادر خالي مي نمايند .

"برد " Bard به معناي سنگ و كي Ki پسوند مشابهت است برده كي به معناي ، مانند سنگ مي باشد پس از آن كه كودك توانست برروي چهاردست و پا راه برود وهمچنين پس از پيدا كردن توان راه رفتن ، درحالي كه از دور مواظب كودك هستند اورابه حال خود رها مي كنند تاسردي وگرمي روزگار را تجربه كند . به اين عمل برده كي مي گويند كه از آخرين آداب تولد به شمار مي رود

چهارشنبه سیزدهم 7 1390

معماري از قديم در اردبيل معمول بوده و برخي از آثاري كه بندرت از دوران هاي گذشته در اين شهر باقي مانده حكايت از آن دارد كه طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسيع و مهارت كافي در كار خود داشته اند. اين آثار معمولاً به صورت اماكن مذهبي و حمام و كاروانسراست و برخي از خانه هاي اعيان و اشراف سابق نيز با سبك معماري قابل توجهي بنا گرديده است.
سبك اين خانه ها بر پايه تقارن بود بدين معني كه علي الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگي به شكل مستطيل مي ساختند و در پشت آن به درازاي تالار آشپزخانه كه آنرا مطبخ مي گفتند بوجود مي آوردند تالار محل پذيرايي بود و بزرگي آن با امكانات مالي و موقعيت اجتماعي صاحبخانه بستگي داشت. قسمتي از تالارها را در طول ضلع شمالي به سه دسته تقسيم مي كردند قسمت وسط را كه اندكي از سطح تالار بلندتر مي شد "مخارجه" مي گفتند و جزو تالار منظور مي داشتند ولي طرفين آن را به صورت دو اتاق كوچك در آورده درب ورودي زيبايي متناسب با زيبايي تالار بين آنها و تالار مي گذاشتند و آنها را "صندوقخانه" و گاهي "قولچا" مي گفتند. در طرفين شرقي و غربي تالار دو دهليز بزرگ و وسيع منظور مي داشتند و در كنار هر يك از آنها و روبروي تالار يك اتاق مي ساختند در طبقه دوم چهاربالا خانه وجود داشت كه دوتا از آنها روي دهليز و اتاق شرقي و دوتاي ديگر روي اتاق و دهليز سمت غربي تالار بود و چون پوشش سقف ها عموماً با تيرهاي چوبي صورت مي گرفت از اين رو از ساختن طبقات ديگر خودداري مي گشت و براي حفظ زيبايي ظاهر معمولا سقف آنها بلندتر ساخته مي شد. مصالح ساختماني غالباً خشت و آجر و آهك بود ولي پي هاي خانه ها را هميشه با سنگ لاشه و آهك مي گرفتند و نماي ساختمان را تا ازاره يعني تا زير پنجره ها با سنگ هاي حجاري شده و از آن به بالا با آجر مي ساختند و جرز آجرها را با گچ بند مي كشيدند. چون اردبيل همواره در معرض تهاجم بوده و غارت هاي مكرري بخود ديده است از اين رو براي صيانت خانه ها ديوارهاي بيروني آنها بلند ساخته مي شد و كوچه ها نيز تنگ و پيچ در پيچ منظور مي گشت.

دوشنبه یازدهم 7 1390
X