موزه هفت تپه

موزه هفت تپه

درفصل دوم حفاري هفت تپه با توجه به كثرت واهميت آثار به دست آمده نياز به ساخت موزه اي محلي در جوار محوطه تاريخي كه كاركرد اين مركز پژوهشي را داشته باشد مطرح شد.به اين ترتيب عمليات ساختماني موزه اي در يك طبقه در بهار سال 1349 آغاز شد وبا اتمام عمليات موزه درارديبهشت ماه سال 1352 افتتاح گرديد.

باشروع جنگ تحميلي در سال 1359 اين موزه تعطيل گرديدوبخشي از اشياي آن به تهران انتقال يافت.باشروع فعاليت پروژه هفت تپه وپس از انجام تعميرات موزه در اسفندماه سال 1380 بعنوان موزه ونمايشگاه آثار مطالعاتي پروژه هاي هفت تپه وچغازنبيل بازگشايي مجدد گرديد.ساختمان موزه مجهز به سالن هاي نمايشگاهي وكتابخانه وآزمايشگاه ومركز كامپيوتر وسالن ترسيم سفال وانبار اشيا وكارگاه مرمت ولابراتوار عكاسي مي باشد.

موزه به جز ايام تعطيل از ساعت 5/8 تا 4 بعد از ظهر باز مي باشد .

اشياي مكشوفه از هفت تپه 

گل نوشته ها:

موزه هفت تپه

كاوشهاي باستانشناسي هفت تپه از نظر كشف متون كتيبه دار يكي از حفاري هاي نادري است كه در كشور ما انجام شده است .حفاري هاي هفت تپه تا كنون چند كتيبه سنگي بزرگ متجاوز از هزاران گل نوشته را ته خط ميخي وزبان اكدي عرضه نموده است.

مهرها واثر مهرها:

مهرهاي مكشوفه ازهفت تپه به صورت مسطح يااستوانه اي واز مواد مختلفي چون سنگ وگل پخته وبدل چيني ساخته شده اند.اثر مهرها داراي نقوش مختلف وباصحنه هايي همچون پيش كشي هدايا به خدايان ونيايش وغيره بوده وبيشتر برروي پوشش گلي زده مي شدند كه براي مسدود كردن دهانه محفظها يا تنگهاي سفالي بكار مي رفته است .

ظروف سفالين:

موزه هفت تپه

اين ظروف به صورت ساده ويا منقوش ودر اشكال مختلفي همچون :كوزه هاي كف گردونوك تيز_ساغرهاي پايه دكمه اي وخمره هايي باكف مسطح وكاسه هاي كوچك وبزرگ وغيره ديده مي شوند.ظروف ساده عمدتاُ نخودي رنگ بوده وسفالهاي منقوش بانقشهاي ساده هندسي به رنگهاي قهوه اي روشن وتيره تزيين شده اند.

تابوت ها:

موزه هفت تپه

اين تابوت ها ابعاد واندازه هاي مختلفي داشته وجنس آنها سفالي بوده ويك نمونه ازآقيراند.د شده است .

اشياي سنگي :

انواع تيغه ها وابزار سنگي وحلقه هاي سنگي وسنگ وزنه هاو سر گرزها وظروف سنگي از مهمترين آثار سنگي مكشوفه از هفت تپه مي باشد.

پيكرك هاي سفالين:

موزه هفت تپه

اين پيكرك ها به دو دسته انساني وحيواني تقسيم مي شوند . پيكرك هاي انساني خود شامل انواع مختلفي است كه عبارتند از :پيكركهاي مرد و زن و و نوازندگان. اين پيكرك ها غالباٌ به روش قالب گيري ساخته شده وسپس در كوره پخته شده اند.

پيكرك هاي حيواني بيشتر به شكل گاو كوهاندار است كه به صورت مسبك با كوهان هاي بزرگ ساخته شده است .

سرديس هاي گلي:

سه نمونه جالب از اين اشيا كه شامل سرديس يك مرد و زن ايلامي  وماسك چهره يك مرد مي باشد از حفاريهاي هفت تپه بدست آمده است.

اشياي فلزي:

موزه هفت تپه

اين اشيا عمدتاٌمفرغي بوده كه خنجرها وتبرهاوپيكانها واسكنه هاو مغارها ودرفشهاو سوزن هاودكمه هاوسرنيزه هاوقلاب ها وميخ ها وغيره مهمترين آنها هستند.

اندودهاي گلي منقوش:

در ضمن كاوش هاي هفت تپه آثاري از نقاشي ديواري به صورت قطعات گلي منقوش بطور پراكنده در سالنهاي ساختمان شماره يك به دست آمده است كه احتمالاٌ در هنگام ويراني بنا فرو ريخته اند . بيشتر نقوش اين اندودها هندسي وبه رنگهاي آبي ونيلي وقرمز ونارنجي وزردوخاكستري وسياه وسفيد است.

اشياي تزييني:

موزه هفت تپه

اين آثار فقط جنبه تزييني داشته وتوسط هنرمندان اين دوره ساخته شده است .ازجمله مهمترين اشياي تزييني مكشوفه عبارتند از:گردن بند هايي از جنس سنگهاي نيمه قيمتي چون عقيق وبدل چيني وسنگ سليمان وپلاكهاي منقوش از جنس گل ومفرغ ويا قير طبيعي ودكمه هاي تزييني به اشكال مختلف دايره ايي وچهارگوش واز جنس بدل چيني ويا استخوان وقطعات موزاييك بانقوش هندسي وبا تركيبي از سنگ لاجورد و استخوان وصدف ومفرغ وغيره .

 

سه شنبه نوزدهم 7 1390

هر چند تعداد كتابخانه ها از سال 1370 تا سال1386 رشد نسبتاً خوبي داشته اما همچنان تعداد كتابخانه ها عمومي در مقايسه با رشد جمعيت جوان جامعه نسبت به سال هاي گذشته بسيار كم است و لازم است كه  تعداد  كتابخانه هاي  عمومي و تعداد كتب  موجود  در آنها افزايش يابد تا در امر كتاب و  كتاب خواني كه در  پيشبرد  فرهنگ  عمومي  جامعه مؤثر  است ، تلاش شود .

 

 

 

                  سال

              كتابخانه ها

كتاب هاي موجود

كتابخانه هاي عمومي

كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان

كتابخانه هاي عمومي

كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان

1370

 

12

---

87159

---

1375

13

---

120698

---

1382

32

19

367360

107649

1383

32

19

308193

119091

1384

28

17

339533

125218

1385

28

19

289670

127428

1386

28

20

294773

121268

*لازم به ذكر است كه 4 كتابخانه به صورت مستقل وتفاهمي اداره مي شوند.


موزه باستان شناسي  با مجموعه اي از اشياء فرهنگي تاريخي  سنگي  ،سفالين و فلزي  در ضلع شمالي  حياط دوم  قلعه فلاك الافلاك قرار گرفته

  

 است .

  

در اين مجموعه كه داراي سه سالن  مرتبط  به هم بوده  ، اشياء مربوط به دوره هاي پيش از تاريخ  ،تاريخي و دوره اسلامي به نمايش  گزارده شده است .


 از ويژگيهاي ارزشمند  اين موزه   اشياء بي نظير  نقره اي غار كلماكره و تنوع در مفرغهاي لرستان و سكه هاي ادوار مختلف تاريخي  است . از ديگر  ويژگيهاي  آن  آثار سنگي  و منقوش حجاري شده  سرخ دم  لكي كوهدشت  مي باشد  كه در سالن  پيش از تاريخ  و تاريخي اين موزه قابل مشاهده است . قديمي ترين اشياء به نمايش  گذارده  اين  موزه مربوط به 40-30 هزار سال  و جديدترين آن مربوط به دو هزار سال قبل مي باشد.

دوشنبه یازدهم 7 1390

موزه علوم طبيعي شهرستان  خرم آباد

اين موزه يكي از زيبا ترين موزه هاي  علوم طبيعي كشور است  كه گونه هاي زيبا  و بي نظيري از حيوانات و پرنده گان را در خود جاي داده  و شامل بخش هاي  ذيل است.
 
1-   فسيل ، كانيها، صدفها، كتاب و عكس
2-   بخش آبزيان ، پستانداران آبزي ، خزندگان  و دوزيستان
3-   بخش گربه سانان
4-   بخش پرندگان آبزي
5-   پخش درندگان ، جوندگان و پستانداران حرام گوشت
6-   بخش ماكيان، پرندگان شكاري و زينتي
7-   بخش  پستانداران حلال گوشت
آدرس:  خرم آباد  - چهارراه فرهنگ -13 آبان غربي  بين دبيرستان امام خميني  و شهيد مطهري     تلفن 2206704

 

دوشنبه یازدهم 7 1390

موزه مردم شناسي  لرستان به عنوان  يكي از غني ترين  موزه هاي  مردم شناسي  كشور در ارديبهشت  سال 1381  در قلعه فلك الافلاك  افتتاح گرديد
اين موزه با 12  سالن وراهرو هايي مرتبط به آن صحنه هايي  بسيار بديع  و چشم نوازي را  از زندگي  بومي مردم لرستان به نمايش گذاشته است.
موضوعات به نمايش گذارده شده  در اين موزه عبارتنداز : باورها و اعتقادات در باره  چشم زخم ها و تولد ،  ابزار و وسايل  روشنايي سنتي، كتابت و لوازم مربوط به آن، پوشاك سنتي مردان و زنان ، ابزار  و صنايع كشاورزي بومي،لوطي ها، آهنگر محلي ، گالري عكس از مناظر طبيعي و زندگي  مردم ، صحنه هايي از مراسم عروسي ، گالري عكس هايي دوره قاجار ، مشاغل سنتي خراطي، سراجي ، گيوه دوزي، ورشو سازي ، ويترين هايي از ظروف و وسايل مهمانوازي  ،مراسم سوگواري  و گورنگاره هاي حجاري شده ، سالن مخصوص نمايش فيلم  و اسلايد ، مرد  موتاب ، زنان در حين بافت سياه چادر ، قالي، گليم ، جاجيم ، ويترين  نمونه هايي از بافته هاي لري ، ماكتي از  سياه چادر ، صحنه هايي از  فعاليت زنان عشاير  و روستايي ، سالن  موسيقي و نمايش  انواع  سازهايي لري و چهره  هاي برجسته  موسيقي لرستان،صحنه اي از شكار،آسياب آبي و سالن ابزار  و وسايل پخت نان .
 اين مجموعه با بهره گيري از ابزار و وسايل گرد آوري شده  از صحنه هاي واقعي زندگي روزمره مردم  و چيدمان  مناسب آنها در ويترين  ها و صحنه هاي ايجاد شده  گذاشته شده است . منظره هاي خاطره انگيزي را در ذهن  هر بيننده اي  بر جاي گذارد. 
 در سالن  اول  موزه  با اشياء مربوط به  تولد آغاز مي گردد. آشيايي با باورها  كهن نظير  طلسم ها ، خر مهره ها (كژك)، آويزه هاي اسپند ( ديي  ديي   ) ،قاب قران ، ريش كل ، پر هاي خروس ، سر كبك  و مهره هاي رنگين. 
ابزار و وسايل  روشنايي نظير پي سوزها، چراغ لامپا ، چراغ موشي  و وسايل كتابت  مانند كتب قديمي، قلمدان ، جوهر دان ،عينك ها، و قباله هاي قديمي  و همچنين  اشياء مربوط به ايام سوگواري محرم  و تعزيه گرداني و پوشاك مردان و زنان  همراه با زيور آلاتي كه زنان  ايل  به هنگام  شادي به خود مي ارايند. از جمله آشياء راكه در  ويترين  اين سالن به نمايش  گذارده شده است . در ادامه  آن  مجموعه اي از اشياء و صحنه هاي مربوط به كشاورزي  ديده مي شود  كه در يك سوي آن مرد كشاورزي  را در حين  سوار بر خرمن كوب  چوبي ( چون) و خواندن  آواهاي براي رفع خستگي  تقدير  از گاو هايش  نشان مي دهد كه گويي  خود  در كنار خرمن جا ، به نظاره نشسته است و در سوي  ديگر  مردي  در پي پاشيده  بذري نو زمين را با گاو آهن  شخم مي زند
 در همان نزديكي  سيماي مردي  آهنگر  و زن ومرد لوطي  و يا  صنعتگران  محلي  كه در حال  تهيه  ابزار آلات  كشاورزي هستند نمايي ديگر از زندگي  بومي لرستان  را تداعي  مي كند.


گالري عكس
 در اين گالري مجموعه اي از تصاوير  طبيعت  و مردم به نمايش  گذارده شده است كه با نگاهي  به آنها مي توان  به تنوع  زيباييهاي طبيعي ، چهره هاي بومي و چگونگي زندگي  در دامن طبيعت دل انگيز  لرستان  پي برد

سالن عروسي 
 در سالن عروسي  همراه  با نواي  شور انگيز  ساز و دهل  آوردن عروس  با ماديان  سفيد  تزيين شده ، مردان  و زنان  رقصنده  گرداگرد  نوازندگان  بومي  و عروس و داماد   در چيت جا  ( حجله گاه ) همه اينها  صحنه هايي هستند  كه شما  را به اين عروسي دعوت مي كنند.

عكس هاي قاجار
 در راهرويي  كه به سالن  مشاغل بومي  مرتبط مي گردد  عكس هايي از  دوره  قاجار ديده مي شود   اين عكس ها مربوط به  سران  عشاير  و طوايف  لر  در دوره قاجار مي باشد  كه توسط  عكاسخانه  دارالاخلافه تهران  در سالهاي 1218- 1219 عكسبرداري شده است  و هم اكنون  اصل اين عكس ه در  آلبوم خانه سلطنتي  كاخ گلستان نگهداري مي شود .

سالن مشاغل و ظروف
در زير طاق نما هاي اين سالن مجموعه اي  از پيكره استادان  مشاغل سنتي نظير : پير مرد خراط، ورشو ساز  ،سراج،گيوه دوز  و اشياء مربوط به سوار كاري  و شكار ، ظروف مهمانوازي  چشم هر بيننده اي را به خود خيره مي كند و آنها را  با دنيايي از رموز  و فنون  سنتي  كه روزگاري پيشتاز  صنعت ايران زمين بوده اند  آشنا مي نمايد.

سالن  سوگواري
 در طنين غمگنانه آواي  سوگ و نواي مويه كه در اين  سالن بخش مي شود  صحنه هايي  از مراسم  چهره ، كتل كردن  اسب ، مردان پلاس پوش و زنان  سوگوار  با گيس بريده  و گونه اهي خراشيده  تصاويري  از سوگنامه هاي شاهنامه را براي شما  تداعي مي كند  نقوش حجاري شده  سنگ گورهاي كه در كنار  اين صحنه  قرار  گرفته اند  بخشهايي   ديگر  از آيين  سوگ را به تصوير  كشيده اند.

سالن نمايش  با ايجاد سالن  نمايش  براي بازديد كنندگان فرصتي فراهم شده كه دمي با نشستن  ناظر جلوه هايي  از فرهنگ و تاريخ  لرستان  از طريق  سيستم صوتي و تصويري  موزه باشيم .


 بافته هاي بومي

مرد موتاب در حال موتابي ، زنان  عشاير در حين بافت  سياه چادر ، گليم ، قالي و جاجيم 3 سالن  را به خود  اختصاص دادهاند  به طوريكه  جزيي ترين فنون و زيبايها  آن قابل مشاهده است .

سالن عشاير

در اين سالن سياه چادر (داوار) به نمايش گذارده شده است كه حدودا 5 برابر  كوچكتر از  يك سياه چادر  واقعي است  اين سياه چادر  نمونه اي است از يك  سكونتگاه عشايري منطقه  هوميان كوهدشت  كه به همراه متعلقات آن در معرض ديد عموم قرار گرفته است .
 از ديگر موضوعاتي كه در اين سالن قابل  مشاهده  مي باشد  فعاليت روزمره زنان عشاير  است كه نقش عمده زندگي ايلي را به عهده دارند  زني در حال آوردن مشك آب، رني در حال نخ ريسي،زني در حال سبد بافي ، زني در حال مشك زني ، زني در حال تهيه خوراك و خوابانيدن  كودكخود در كهواره اي بومي و زني در حال آوردن هيزم ، اينه صحنه هايي  كه به طور روزمره در زندگي  ايلي و روستايي براي زنان  تكرار  مي گردد.ُ

سالن موسيقي
 موسيقي لري بخش جدايي ناپذير  زندگي است كه از بدو پيدايش  اين قوم  با او همزاد بوده است .كهن ترين  اين آواها  را مي توان  در مويه ها  وهوره ها و نواهاي شادي و سرودهاي دلدادگي هاي عاشقانه  جستجونمود . سالن  موسيقي لرستان با مجموعه اي  از انواع  ساز هاي  بادي نظير  سرنا ، كرنا ، دوزله ، بلور،  و ساز هاي كوبه اي  نظير انواع  دهل  و همچنين  ساز هاي زهي انواع تنبور و كمانچه  به ويژه كمانچه زنده ياد  استاد  عليرضا حسين خاني   كه در دستان پيكره اش  در ويترين  به نمايش گزارده شده است توجه هر علاقه مندي را به خود  جلب مي نمايد .
پيكره استاد شاميرزا مرادي  سرنا نواز  شهير لرستاني و زنده ياد  امام قلي  امامي تنبور نواز كوهدشتي در آينده اي نزديك به اين مجموعه افزوده خواهد شد.

سالن شكار  
 
در گذشته اي نچندان دور شكار يكي از شيوه هاي معيشت مردم لر بوده است  . شكار كبك در فصل زمستان  همرا با ديجومه(پرده اي رنگين  براي فريب  كبك ها در  زمستان ) از جمله صحنه هايي است  كه دراين  سالن  قابل مشاهده است .

 

سالن نان

نان اصلي ترين  غذاي بشري بوده  كه از گذشته اي دور تا امروز  براي تهيه آن فن آوريهاي گوناگون را ابداع كرده است . در اين  سالن بخشي از اين فن آوريها  شامل: آسياب آبي  در اندازه اي سه برابر كوچكتر  از اندازه واقعي ، آسياب دستي  نظير دس ير يا  دس هر و بردگلو كه براي خرد كردن  دانه غلات  به كار  برده ميشود  و همچنين  زناني در حال تهيه  نان محلي تاويي و تيري هستند  به  همراه تصاويري از موضوعات مرتبط با نان  به نمايش گزارده شده اند.ُ

دوشنبه یازدهم 7 1390

 

اين موزه كه از موزه هاي قديم ايران و از گنجينه هاي كم نظير به شمار مي رود ، در آبان ماه سال 1304 شمسي افتتاح شد و در سال هاي اخير حياتي دوباره يافت و فعاليت دوره جديد خود را در 19 تيرماه 1372 با چهره اي نوين و در سطحي بسيار بالاتر از پيش شروع كرد.

پيش از تشكيل موزه به صورت فعلي ، آثار و نفايس موجود در محلي موسوم به خزانه نگهداري مي شد. در آبان سال 1314شمسي ، سالن موزه افتتاح شد و اين محل مركز ذخاير و نگهداري مجموعه آثار وقفي متعلق به آستانه بود كه لزوم حفاظت از آنها موجب شد تا متوليان امر، موضوع تشكيل خزانه حراست از آثار و نفايس را مورد توجه قرار دهند.

فعاليت اين موزه تا حدود سال هاي 1353 شمسي ادامه داشت و در اين تاريخ به دلايل متعدد از جمله لزوم گسترش فضاي جانبي موزه ، مجموعه آثار جمع آوري و به طور موقت در يكي از ملحقات و مقابر حرم مطهر به امانت گذارده شد.

برنامه احياي موزه در ساختمان كنوني با تغييراتي كه در بنا صورت گرفت ، چندي به طول انجاميد و همان گونه كه از كتيبه سر در ساختمان مشهود است ، در هشتم فروردين سال 1361 شمسي موزه آستانه مقدسه مجدداً به روي علاقه مندان گشوده شد.

  اين دوره از حيات موزه تا اواخر سال 1371 ادامه داشت و متعاقب آن با افزايش آثار نفيس و اشياي بازيافته و انتقالي از ساير بقاع ، لزوم افزايش سطح و امكانات نمايشي موجب شد پاره اي تغييرات و تعميرات همراه با افزايش ويترين هاي نمايشي ، بازسازي و الحاق طبقه زيرين بنا به فضاهاي نمايشي و... صورت گيرد. موزه در 19 تيرماه 1372 هـ . ش باز گشايي شد . اين موزه با مساحتي حدود هزار متر مربع در دو طبقه داراي بخش هاي نمايشي ، اداري و موزه داري است و از خدمات بخش مرمت و بازسازي آثار خطي نيز بهره مي گيرد .

دو تالار بزرگ نمايشي با ازاره هاي كاشيكاري شده زيبا و بديع كه دركنار صحن حرم آستانه قرار دارد، مجموعه هاي بسيار نفيس و با ارزشي را در خود جاي داده است .

مجموعه اصلي اموال فرهنگي اين موزه را آثاري تشكيل مي دهد كه به صورت وقف و اهدا به مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) و يا به دلايل حفاظتي از ساير بقاع متبركه شهرستان قم به اين مركز فرهنگي منتقل شده اند. در ميان اين آثار گنجينه كم نظير قرآن هاي نفيس خطي قرار دارد كه عموماً از وقفيات عصر صفويه تا پايان دوره قاجاريه است . همچنين قرآني به خط كوفي از آخرين سال هاي قرن دوم هجري و چند جلد كلام الله مجيد از ادوار تيموري تا پايان سده سيزدهم هجري به انواع خط كوفي ، ثلث ، نسخ و برخي با ترجمه فارسي به خط نستعليق موجود است . اين آثار در طبقه هم كف موزه در معرض تماشا قرار دارد و غالباً مُذَهّب و مزين به انواع هنرهاي كتاب آرايي و جلد سازي ايراني است.

  در بخش ديگري از موزه ، مجموعه بافته هاي دوره صفوي ، كاشي هاي محراب ، مرقد و كتيبه هاي محراب ، مرقد و كتيبه هاي دوره ايلخاني تا قاجار در معرض ديد قرار دارند. در ميان آنها كاشي هاي لعابي لاجوردي وزرين فام وانواع خشتي و كوكبي ، چليپا و سنگ هاي منقوش ازاره مقابر سلاطين صفوي و قاجاريه ، به ويژه كاشي هاي بقعه " علي بن جعفر " و شاهزاده اسماعيل و كاشي محراب متعلق به سال 667 هـ. ق شايان توجه هستند . بسياري از اين آثار با اشكال انسان و پرندگان ، احاديث منسوب به رسول اكرم و سوره هايي از قرآن كريم و اشعاري از شاهنامه فردوسي است و بعضي به تاريخ سده هفتم هـ . ق ساخت كارخانه سيد ركن الدين كاشان است كه تصاوير معدودي نظاير آنها زينت بخش معتبرترين موزه هاي جهان است.

جز آنچه ذكر شد موزه ي آستانه مقدسه نمونه هايي از تابلو نقاشي ، مينياتور ، شمايل ، هنرهاي خاتم سازي ، حجاري، حكاكي ، فلزكاري و قلمدان سازي را به ويژه از قرن دهم تا پايان قرن چهاردهم هـ . ق و ظروف شيشه و سفالين دوره هاي مختلف تاريخي و مجموعه اي از مسكوكات اسلامي ايراني را كه بخشي از آنها در ضرابخانه دارالايمان قم ضرب شده ، به معرض تماشا گذارده است.


كتابخانه حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي

  اين كتابخانه با حدود پانصد هزار جلد كتاب چاپي ، خطي ، عكس و نشريه ادواري ، از كتابخانه هاي بزرگ ايران است و به لحاظ داشتن نسخ خطي و كتب نفيس و كمياب اعتباري خاص دارد . مؤسس و باني كتابخانه ، حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي بود و تشكيل هسته اوليه آن به هشتاد سال پيش باز مي گردد. به سبب كمبود فضا ، مكان فعلي در 15 شعبان 1349 هـ . ق ( 12 شهريور 1353 ) با حضور آيت الله مرعشي و جمعي از طلاب و فضلا و مردم رسماً افتتاح شد . كتابخانه 4500 متر مربع زيربنا دارد و نماي آن متأثر از معماري سنتي اسلامي با كاشيكاري معرق و تزييني و طاق نماهاي مقرنس است . توليت كتابخانه بنا بر وصيت باني آن ( آيت الله مرعشي نجفي ) براي هميشه در خاندان ايشان موروثي است.

ساير كتابخانه هاي مهم استان قم

كتابخانه دفتر تبليغات اسلامي ، كتابخانه مسجد اعظم ، كتابخانه فيضيه ، كتابخانه حضرت معصومه (س) ، كتابخانه آيت الله گلپايگاني ، شهابيه ، و كتابخانه كانون پرورش فكري كوكان و نوجوانان .

منبع : سيماي ميراث فرهنگي استان قم

گردآوري : مديريت ميراث فرهنگي استان قم

دوشنبه یازدهم 7 1390

اين موزه كه كه يكي از حمام هاي تاريخي اردبيل به حساب مي آيد به نام حمام ظهيرالاسلام معروف است كه با همت ميراث فرهنگي استان مرمت و به موزه مردم شناسي تبديل شده است. اين موزه در مجاورت بقعه بزرگ شيخ صفي و در ميدان  عالي قاپو اردبيل قرار دارد.

دوشنبه یازدهم 7 1390

مسجد جمعه اردبيل :

اين بنا در شمال شرقي شهر، بين محله هاي پيرشمس الدين و عبدالله شاه بر روي تپه مرتفعي واقع گرديده و يكي از قديمي ترين مساجد شمال غربي ايران است. با توجه به حفاري هاي باستان شناسي كه در محوطه اطراف اين مسجد صورت گرفته بقاياي شبستان هاي ستون دار در بخش شرقي و شمالي و هم چنين آثاري از كتيبه هاي متعلق به قرن سوم و چهارم ه.ق. كشف گرديده است. اصل بناي كنوني مسجد در دوره سلجوقيان بر روي بقاياي كهن تري ساخته شده كه درنتيجه حمله مغول حدود سال 620 هجري ويران و در حدود سال 650 هجري مجدداّ باز سازي گشته است در اين بازسازي، گنبد به طور كامل بازسازي شده و تزيينات مختلف گچبري و نقاشي در شبستان و محراب آن انجام گرديده است.
بناي فعلي مسجد به ابعاد خارجي 85/18 × 45/36 متر از گنبد خانه اي ويران و ايواني كه در دوره هاي بعد به شبستان ستون داري تبديل شده، تشكيل مي شود همچنين در 5/16 متري مسجد، بقاياي مناره اي از دوره سلجوقي برجاي مانده است.
اين فضا توسط سه كنج ها وترنبه ها به هشت ضلعي و سپس شانزده ضلعي تبديل گرديده و گنبد بر روي آن قرار گرفته است. بقاياي ساقه گنبد نشان مي دهد كه اين بخش داراي ترك هاي متعدد منشوري زيبا قطار بندي و تزيينات كاشي معرق بوده كه تنها بخش اندكي از آن باقي مانده است ديواره هاي داخلي گنبد خانه با اندود گچ و نقوش ترنج وگل و بوته قابل مقايسه با تزيينات گنبد سلطانيه تزيين يافته و درضلع جنوبي آن ، محراب بلند و زيبايي از دوره ايلخاني باگچبري ها ومقرنس كاري هاي جالب و در زير آن آثاري از محراب كوچكتر دوره سلجوقي مشهود است. درب ورودي مسجد به تاريخ 742 ه.ق. داراي گره هاي هندسي، گل ميخ هاي آهني و كتيبه اي حاوي دوبيت شعر به خط نسخ است چنين به نظر مي رسد كه درب مزبور، از جاي ديگر به اين مسجد منتقل شده است. در حدود 5/16 متري مسجد، بقاياي مناره اي از دوره سلجوقي به ارتفاع 8 وقطر 5 متر باقي مانده كه به هنگام آباداني مسجد در كنار آن قرار داشته آجر چيني بخشي از سطح مناره به صورت خفته راسته است كه تا حدودي به آن حالت تزييني بخشيده است بر بدنه مناره دو سنگ نبشته به تاريخ هاي 878 و 879 ه.ق. نصب شده كه مربوط به اوزون حسن حكمران آق قويونلو است و ارتباطي با بناي مسجد و مناره ندارد و احتمالا از جاي ديگري آورده و بر روي منار نصب شده است. اين بنا به شماره 248 به ثبت تاريخي رسيده است.

مسجد جنت سرا :

اين بنا در ضلع شمالي صحن اصلي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي واقع است و از ساخته هاي شاه طهماسب اول به شمار مي آيد. در خصوص عملكرد واقعي بنا اطلاع دقيقي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه براي مراسم صوفيانه استفاده مي شده است. نماي اصلي ايوان، با كاشي كاري زيبا و كتيبه هاي قرآني تزيين وجلوي آن به پنجره بزرگ مشبك گره چيني از جنس فلز مسدود شده است. بر روي ديوار شمالي داخل بنا، طاق نماي بزرگ پنج ضلعي ايوان مانندي وجود دارد كه بالكن كوچكي در بالاي آن ساخته اند و از طريق پلكان كوتاهي واقع در عقب طاق نما بدان مي توان رسيد. به نظر مي رسد كه از الحاقات دوره بعدي باشد در ديوارهاي شمال و غرب بنا نيز درهايي تعبيه شده كه به اتاق هاي مجاور راه دارد جرزهاي عظيم اين مسجد، با ترفندهاي مختلفي، سبك و تو خالي ساخته شده است.

مسجد كلخوران :

اين مسجد در كلخوران، 3 كيلومتري اردبيل واقع گرديده است. پوشش اين مسجد بر روي ستون هاي ساده اي قرار دارد. نماي بيروني بنا با طاق نماهاي آجري وپنجره هاي مشبك و تزيينات آجري نماسازي شده است. سردر ورودي مسجد داراي طاق نماهاي كم عرض و مرتفع با نيم ستون هاي آجري بوده و بناي مسجد متعلق به دوره قاجار است.

بنايي است مربع مستطيل از آجر و گنبد ساده آجري. درازاي بنا 16 متر و پهناي آن 14 متر است. درون بنا مربع ‌شكل و داراي چهار طاق نما مي باشد، كه بر روي ستون هاي مربع شكل تعبيه شده‌ اند. طاق نماها جناقي و با نقاشي هاي محدودي در ازاره تزئين يافته است. محراب كليسا نقاشي هايي به شكل ترنج هاي گوناگوني دارد و رنگ هايي كه در گل هاي گوناگون ترنج به كار رفته، سبز روشن و نارنجي روشن و در متن سرمه ‌اي است. درب ورودي كليسا چوبي و داراي تزئين‌ هاي هندسي زيبايي است، در محوطه كليسا گورهايي وجود دارد كه از سنگ هاي معمولي و رسوبي در ساخت آن استفاده شده و بر روي آن ها صليب هايي كنده شده است. بر روي درب ورودي كليسا با خط ارمني، بوسيله تكه‌ هايي بريده شده از ني، كه به شكل حروف درآورده و با ميخ بر متن درب كوبيده‌ اند، چنين نگاشته شده است: «اين دربِ خانه حقيقي خداست، كه بر رسم يادبود از طرف اگالوس مليك ميرزا يانس به كليساي مريم مقدس هديه مي ‌شود. 1876 م.» باوجودي كه به دليل قرار گرفتن اردبيل در مسير جاده ابريشم، اين شهر از ديرباز محل آمد و شد بازرگانان و گردشگراني از اديان مختلف بوده، اما ارتباط اين شهر با مسيحيت به ادوار بسيار طولاني برمي گردد. در كتاب هايسماوورك، كتاب ادعيه مشهور ارامنه، دو اشاره و روايت در مورد اردبيل ذكر شده است. روايت اول در مورد مرگ اسقف ايراني به نام آبراهام و اشاره دوم در مورد شهادت اسقف ديگر ايراني به نام آنانيا است:


 
شهادت اسقف آبراهام ايراني

اين اسقف ايراني اهل اردويل(اردبيل كنوني) بود و به دست گريگور روشنفكر قديس به مقام اسقفي و اجتهاد رسيده بود. وي با شجاعت عجيبي در اردبيل به تبليغ دين مسيحيت مي ‌پرداخت و عده زيادي را از دين زرتشت به مسيحيت هدايت كرد. تبليغات شجاعانه اسقف آبراهام خشم موبدان را برانگيخت و آنان او را دستگير كرده و به نزد موبد موبدان بردند و او را وادار كردند تا او را بكشد، اما او از كتاب آسماني سخن گفت و بر شاه ايران سابوسوس(شاپور) و موبد موبدان لعنت فرستاد كه در همين حالت سر وي را از بدنش جدا كرده و به شهادت رساندند.
 
شهادت اسقف آنانياي ايراني

اسقف آنانياي ايراني با ورودش به شهر اردويل شروع به سرزنش زرتشتيان نمود( آنان آتش را محترم ميشمرند ولي نمي پرستند) و آنان را به خداشناسي و ايمان آوردن به مسيح دعوت نمود. اهل شهر او را گرفته و آنقدر شلاق زدند كه همه گمان كردند كه او زير ضربه هاي شلاق جان داده است به همين سبب جسد بي جان آنانيا را به گوشه اي انداختند. اما پس از گذشت مدتي آنانيا باز به هوش آمد و باز هم از خداشناسي و ديت مسيحيت سخن گفت و در همان حال به شهادت رسيد.

 
ارامنه اردبيل

در اواسط قرن نوزدهم، ارامنه تبريز به اردبيل مهاجرت كردند و در آن جا سكونت گزيدند اين عده از ارامنه صاحب مال و مكنت نبودند ولي در مقايسه با ارامنه ساير نقاط ايران از رفاه بيشتري برخوردار بودند. تعدادي از آنان صنعت گر بودند و بقيه نمايندگي تجارت خانه‌ هاي مختلفي را به عهده داشتند و در ميان مسلمانان اردبيل از جايگاه خوبي برخودار بودند. در فاصله سال هاي 1880 تا 1900 ميلادي، خاچاطور شهبازيان، عمده التجار ارامنه در اردبيل، روابط تجاري با روسيه را عهده دار بود و با تدبير و متانت با مردم شهر برخورد مي ‌كرد. به همين جهت اهالي مسلمان و غير مسلمان شهر اردبيل از او رضايت داشته و از نيك نفسي او بهره مند مي‌ شدند. ارامنه اردبيل با كمك خاچاطور شهبازيان صاحب كليسا و مدرسه شدند و اگر چه اين آثار كوچك هستند اما تا كنون موجوديت و اهميت خود را حفظ كرده اند. اگر چه ارامنه اردبيل در مورد تحصيل و شيوه ‌هاي آموزشي نظريات اشتباهي داشتند و به همين دليل بدون اطلاع از شيوه ‌هاي جديد آموزشي مدرسه ‌هاي خود را با شيوه قديمي اداره مي ‌كردند، با اين وجود ارزش تحصيل را درك كرده اند و با تلاش دسته جمعي در نگهداري مدرسه و كليساي خود كوشا بوده اند. گاه گاهي در صحنه مدرسه نمايشنامه‌ هايي ترتيب مي ‌دادند و براي كشيش، معلم، سلماني، حمامي حقوق جداگانه پرداخت مي ‌كرده اند. از آن جا كه در جمعيت ارامنه اردبيل تعداد دختر از پسر بيشتر است بيشتر شاگردان مدرسه ارامنه را دختران تشكيل مي‌ دادند.

تا زماني كه راه آهن روسيه به تبريز امتداد پيدا نكرده بود زندگي ارامنه در اردبيل ادامه داشت اما به محض اين كه سيستم مواصلات و مراودات با خارج تغيير پيدا كرد جامعه ارامنه اردبيل به تدريج تقليل يافت و بيشتر آنان به تبريز مهاجرت كردند زيرا مهم ‌ترين عامل وابستگي ارامنه به اردبيل امتداد راه تجاري تبريز - باكو بود و ادامه بهره برداري از اين راه تجاري عامل مشوقي بود تا ارامنه در اردبيل به زندگي خود ادامه دهند و بتوانند محروميت هاي اجتماعي، قومي و مذهبي خود را با دوري از هم كيشان شان كه در تبريز تعداد شان بيشتر بود تحمل كنند. كليساي اردبيل در سال 1876 ميلادي(برابر با 1255 خورشيدي) بنا شده است. اين بنا با خرج خانواده گالوست ميرزايان و اهتمام خاچاطور شهبازيان ساخته شد. تا سال 1944 ميلادي اين كليسا فعال بوده و آخرين مراسم مذهبي و نماز جماعت در سال 1944 ميلادي برابر با 1323 خورشيدي توسط كشيش وارطان ژاماگورسيان در آن انجام مي ‌شده است. از آن تاريخ به بعد به دليل مهاجرت خانواده‌ هاي ارمني به تبريز و تهران انجام مراسم مذهبي در كليسا تعطيل شده است. امروز كه يك قرن از عمر بناي كليساي مريم مقدس اردبيل مي گذرد، متعلقات كليسا از جمله حمام و مدرسه بطور كامل از بين رفته و تنها بناي كليساي رو به تخريب به حيات غير فعال خود ادامه مي ‌دهد. در حال حاضر حتي يك خانواده ارمني در اردبيل مقيم نيست. از سال 1370 كليساي مذكور از طرف شوراي خليفه گري ارامنه آذربايجان در اختيار مديريت ميراث فرهنگي اردبيل قرار گرفت تا با كمك هاي مالي ارامنه اين بناي تاريخي مرمت شود و با تغيير كاربري از فضاي آن جهت استفاده‌ هاي فرهنگي و هنري استفاده شود.

در موزه تخصصي باستان شناسي اردبيل كه در آبان ماه امسال در مجموعه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي به بهره برداري رسيده است، انواع سفالينه هاي ساده و منقوش، ظروف شيشه اي، چيني هاي آبي و سفيد، ابزار و ادوات مفرغي از دوره هاي مختلف تاريخي منطقه گردآوري شده و در معرض نمايش گذاشته شده اشت.

 

علاوه بر اين در كنار اين موزه كه در مكاني به وسعت يك هزار و ‪ ۸۰۰‬متر مربع راه اندازي شده، يك سايت باستاني و تاريخي طراحي شده كه بخشي از تاريخ و تمدن اشكاني منطقه بويني يوغون شهرستان نير را معرفي مي كند. مسئول موزه هاي استان اردبيل در خصوص ويژگي هاي آثار اين موزه به خبرنگار ايرنا گفت: در اين موزه ‪ ۵۰۰‬ اثر تاريخي متعلق به اين استان نگهداري مي شود. ملكه گلمغاني زاده افزود: چيدمان اشيا اين موزه بر اساس دوره تاريخي آن انجام شده و در بخش هاي مختلف آن نسخ خطي، سكه ها، آثار سفالي و شيشه اي به نمايش در آمده است.

 

دوشنبه یازدهم 7 1390
X